تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رشحات عين الحيات ( فارسي ) — صفحة 659

مساهمون:

ص٦٥٩
چو شاخ سدره نه در سربلنديش همتا * چو باغ روضه نه در ميوه بخشيش مانند فروغ آن بفيوض كرم گرانمايه * اصول آن بصفات قدم قوى پيوند به بذل ميوه غذاى هزار روزىخواه * به بسط سايه پناه هزار حاجتمند ستوده خواجه عبيد اللّه آنكه در همه عمر * جز از شهود حقيقت دلش نشد خرسند به هشتصد و نود و بنج صرصر اجلش * نكرده رحم بر اهل جهان ز بيخ بكند گذشته « 1 » پاس ز شب آخر همان ماهى * كه شمع جمع رسل را در آن « 2 » رسيد گزند نبود رفتن او همچو ديگران ( جامى ) * ز دهر حادثه‌زاى و سپهر « 3 » فتنه پسند چو جذب معنى وحدت بعارف « 4 » آرد روى * نه ممكن « 5 » است كه ماند بقيد صورت‌بند

قطعه « 6 »

به هشتصد و نود و پنج در شب شنبه * كه بود سلخ مه فوت احمد « 7 » مرسل كشيد خواجه دنيا و دين عبيد اللّه * شراب صافى عيش ابد ز جام اجل قرارگاه دلش باد در مدارج « 8 » قرب * معارج درجات و مشاهد كمل « 9 »

اين قصيدهء « 10 » است اتفاق افتاده در صفت خواجگان و منقبت حضرت ايشان قدس الله تعالى ارواحهم

نقشبنديه عجب طايفه « 11 » پركارند * كه چو پرگار درين دايره سر بر كارند « 12 »
هامش
( 1 ) - مج : گذشته پاسى از آخرين آن ماهى - چپ : گذشت پاس شب آخرين از ماهى ( 2 ) - مج ، چپ : را درو رسيد ( 3 ) - مج : ( و سپهر فتنه پسند ) افتاده ( 4 ) - مج ؛ چپ : به عارف آوردى ( 5 ) - مج : نه مملكت كه بماند ( 6 ) - مج : ( قطعه ) ندارد چپ : قطعه تاريخ ( 7 ) - چپ : فوت محمد مرسل ( 8 ) - مج : در مدايح قرب ( 9 ) - مج : ( كمل ) ندارد ، چپ : مشاهد مكمل ( 10 ) - مج : اين قصيده است : نقشبنديه عجب - چپ اين قصيده‌ايست كه در صفت خواجگان و منقبت حضرت ايشان اتفاق افتاده قدس اللّه ارواحهم ، قصيده : نقشبنديه عجب ( 11 ) - مج : عجب قافيه بركارند ( 12 ) - مج : سر در كارند .