كردهاند و اولاد بزرگوار حضرت ايشان « 1 » آنجا عمارات عاليه طرح انداختهاند و قبر مبارك آن حضرت را بر بهترين وضعى ساخته و پرداختهاند « 2 » بعضى از اعزه اصحاب كه در حين « 3 » ارتحال و انتقال حضرت ايشان حاضر بودهاند و بعضى ديگر از حضرت خواجه محمد يحيى « 4 » شنيده بودند چنين نقل كردند كه چون نفس مبارك آن حضرت نزديك « 5 » بانقطاع رسيد و آن ميان شام و خفتن بود و در آن خانه شمع بسيار افروخته بودند و خانه بهغايت روشن بود ، در اين حال ناگاه مشاهده افتاد كه از ميان دو ابروى « 6 » مبارك حضرت ايشان نورى چون برق لامع بدرخشيد ، چنانچه شعاع « 7 » وى نور آن همه شمعها را كه در آن خانه مىسوخت مغلوب و مستور گردانيد و هركه در آن خانه حاضر بود آن نور را مشاهده نمود ، بعد از درخشيدن « 8 » آن نور ، نفس مبارك حضرت ايشان منقطع شد اعلى اللّه تعالى « 9 » درجته فى عليين من الذين انعم « 10 » عليهم من النبيين و الصديقين و الشهداء و الصالحين روح اللّه « 11 » روح اسلافه و طول الله عمر اخلافه .
و حضرت مخدومى مولانا نور الدين عبد الرحمن الجامى قدس اللّه سره « 12 » السامى از براى حضرت ايشان مرثيه فرمودهاند « 13 » و در تاريخ وفات آن حضرت غزلى « 14 » و قطعهء نظم كردهاند و مجموع آن در ديوان سيم مسطور است و آن غزل و قطعه اين است :
غزل « 15 »
به بوستان ولايت كهن درخت بلند * كه عمرها به سر اهل فقر سايه فكند
هامش
( 1 ) - مج : ( ايشان ) ندارد
( 2 ) - مى : و پرداخته
( 3 ) - بر : كه در حين انقطاع و ارتحال و انتقال
( 4 ) - مى : چپ : محمد يحيى رحمه اللّه شنيده بودند
( 5 ) - مج : ( نزديك ) ندارد
( 6 ) - مى : دو ابروى آن حضرت ، نورى
( 7 ) - چپ : شعاع آن ، نور همه شمعها را بر : شعاع وى ، آن همه شمعها را
( 8 ) - بر : بعد از رخشيدن
( 9 ) - مج : ( تعالى ) ندارد
( 10 ) - مى ، مج : انعم اللّه عليهم من
( 11 ) - مى : روح اللّه روحه و طول اللّه عمره
( 12 ) - مى ، چپ : قدس سره السامى
( 13 ) - از اينجا تا پايان كتاب كه بيش از چند صفحه نيست متاسفانه از نسخه مىافتاده است
( 14 ) - مج : غزل و قطعه
( 15 ) - مج : ( غزل ) ندارد ، چپ : قطعه .