تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رشحات عين الحيات ( فارسي ) — صفحة 660

مساهمون:

ص٦٦٠
همه « 1 » گرد آمده بر مركز يك دايره‌اند * همه واقف شده از گردش يك پرگارند نقش بندند ولى بند بهر نقش نيند * هر دم از بوالعجبى نقش ديگر پيش « 2 » آرند هر زمان بوقلمون‌وار به رنگ دگرند * وين عجب‌تر كه ز رنگ دو جهان بيزارند گرچه در ظاهر عامند ، به باطن خاصند * گرچه در صورت خصم‌اند بمعنى يارند آب نيلند ولى بر لب قبطى خونند * روح محضند ولى بر خر عيسى بارند گرچه مرآت صقيلند حبش را زنگند * ورچه « 3 » گلزار خليل‌اند حطب را نارند در قبا از روش آل « 4 » عبا ياد دهند * نه چو زراق و شان خرقه ازرق دارند سر تلبيس بود شيوه آن عياران * متلبس به صفات ملك « 5 » ستارند ستر اين كثرت موهوم در آن وحدت صرف * چشم دارند از آن بر سر استغفارند نكند كثرت آثار در ايشان تأثير * خويش را دوخته بر مبدا اين آثارند
هامش
( 1 ) - چپ : اين بيت را در حاشيه آورده و نوشته ، در بعض نسخ اين شعر زايد يافته شد درينجا نقل گرديد ( 2 ) - چپ : ديگر مىآورند ( 3 ) - چپ : گرچه ( 4 ) - چپ : روش اهل عبا ( 5 ) - چپ : ملكى سيارند .