منكر چه شوى به حالت زنده دلان * نى هرچه ترا نيست كسى را نبود
خدمت مولانازاده هم در حال حيات حضرت ايشان اجازت سفر حجاز يافتهاند و بعد از زيارت حرمين شريفين زادهما « 1 » اللّه شرفا و كرامة به ولايت شام آمده در دمشق اقامت نمودهاند و مدتى در آن بلاد مرجع طالبان بودهاند و آنجا از دنيا رحلت فرمودهاند .
راقم اين حروف به خط مبارك حضرت مخدومى ، مولانا نور الدين عبد الرحمن جامى قدس اللّه « 2 » سره السامى ديده است كه بر ظهر كتابى اين كلمات نوشته بودند :
خدمت خواجه عبيد اللّه ادام اللّه بقاء به مولانازاده اترارى مولانا محمد « 3 » عبد اللّه بدمشق نوشته بودند كه بعد از عرض نيازمندى التماس آنكه همت بدان دارند كه در آخر حيات از آلايشى « 4 » كه تعبير از آن به آلايش كردن « 5 » موجب حيا بايد كه باشد ، نجاتى حاصل شود و السلام . « 6 »
مولانا ناصر الدين اترارى
رحمه الله تعالى « 7 » : از جمله خادمان و مقبولان حضرت ايشان بوده است و وى برادر خرد مولانازاده اترارى است .
وى گفته است كه در اوايل حال كه هنوز اهل سمرقند حضرت ايشان را نشناخته بودند ، جمعى از اطراف تاشكند آمده بودند و بعضى از شمايل و صفات و خوارق عادات حضرت ايشان « 8 » نقل مىكردند و امور عجيبه و غريبه مىگفتند ، از استماع آن حكايات كه جز علامت ارباب « 9 » ولايت نتواند بود ، خاطر مرا بجانب حضرت ايشان انجذابى « 10 »
هامش
( 1 ) - مج : مج : ( زادهما اللّه شرفا و كرامة ) ندارد
( 2 ) - مى ؛ مج : قدس سره السامى
( 3 ) - بر : ( محمد ) ندارد
( 4 ) - مى ، از آلايش به غير از آن ، چپ : از آلايشى به غير از آن
( 5 ) - مج : ( كردن ) ندارد
( 6 ) - مج : ( و السلام ) ندارد
( 7 ) - مج : عليهالرحمه از
( 8 ) - مج :
( ايشان ) ندارد
( 9 ) - مى ، نسخه بدل چپ : ارباب آداب ولايت
( 10 ) - مج : ( انجذابى ) ندارد .