و حق سبحانه « 1 » را با حضرت شما كارها و بازارها است ، حضرت ايشان فرمودهاند تو جوانى نورسيده عالم نديده و به خود اميدها و در دل آرزوها دارى ، وى گريان شده است و گفته كه « 2 » مرا هيچ اميدى و آرزوئى غير ازين نيست كه خود را فداى اين حضرت « 3 » كنم ، حضرت ايشان وى را اجازت دادهاند و وى مشغول و به زير آن بار درآمده و مرض را جذب كرده و برداشته « 4 » و آن دانه كبود از پهلوى چپ حضرت ايشان به پهلوى چپ وى منتقل شده است و حضرت ايشان به صحت تمام از بستر مرض برخاستهاند و مولانا نور الدين سر بر بالين بيمارى نهاده و بعد از سه روز بجوار رحمة حق سبحانه پيوسته ، بعضى اصحاب كه بكشف قبور و غير آن از كشوف متحقق بودند « 5 » فرمودند كه روزى در آن مبادى كه مولانا نور الدين وفات يافته بود در ملازمت حضرت ايشان سواره از شرقى گورستان تاشكند مىگذشتم ، ديدم مولانا نور الدين را كه در لحد بر « 6 » گرديد و روى بجانب حضرت ايشان آورد ، آن حضرت فرمودند كه هى ، مولانا نور الدين راست خسب ، وى بازگشت و روى به طرف قبله كرد .
وفات وى در شهور سنه اربعين و ثمانمائة بوده است كه تاريخ وباى اول است .
مولانازاده اترارى
رحمه الله « 7 » تعالى : از كبار « 8 » اصحاب و از جمله مقبولان حضرت ايشان بودهاند ، نام ايشان عبد اللّه « 9 » است و بمولانا زاده اترارى شهرت يافتهاند ، خدمت مولانازاده گفتهاند كه چون بشرف قبول حضرت ايشان مشرف شدم روزى در مجلس شريف آن حضرت به خاطرم گذشت كه چونست كه حضرت ايشان مرا سبق ذكر تلقين نفرمودند و اين خاطر غلبه كرد ناگاه متوجه شدند و گفتند هر كار مناسب هركس
هامش
( 1 ) - بر : و حق را سبحانه
( 2 ) - مج : ( كه « ندارد
( 3 ) - مج : فداى حضرت شما كنم ، وى را اجازت دادهاند
( 4 ) - بر : كرده و برداشت و
( 5 ) - مى : بودهاند ، فرمودهاند كه ، مج : بودند فرمودهاند كه
( 6 ) - مج : در لحد گرديد
( 7 ) - چپ : رحمة اللّه عليه از اجله مقبولان حضرت ايشان
( 8 ) - مى ، چپ : از كبار اصحاب و اجله مقبولان
( 9 ) - مى : ايشان محمد عبد اللّه .