ايشان ميل نفرمودند و ليكن ياران تناول نمودند ، بعد از خوردن طعام ، حضرت ايشان گفتند كه درين طعام بىاحتياطى رفته است ، تحقيق كنيد و در آن باب « 1 » مبالغه كردند ، بعد از تحقيق بليغ چنان معلوم شد كه در هيزم قصورى بوده است ، بهغايت غضب كرده « 2 » فرمودند مناط « 3 » كار ، غذا است و در آن امر « 4 » احتياط عظيم واجب است ، چه « 5 » آنچه بر بدن وارد مىشود اثر خود را در سالك ظاهر مىگرداند ، اين همه بىذوقيها و پريشانيها كه مشاهده مىكنيد اكثر از خوردن لقمههاى پريشان است .
بعضى مخاديم نقل كردند كه روزى حضرت ايشان با جمعى از درويشان در حجره مخلص از اصحاب صحبتى « 6 » گرم داشتند و اثر تصرف حضرت ايشان در مجموع ظاهر بود تا غايتى كه هركه به آن مجلس درمىآمد و مىنشست وى را كيفيتى درمىيافت كه نمىتوانست برخاست و در آن ميان طعام آوردند ، خدمت مولانازاده را استغراق « 7 » عظيم روى نموده بود و بر وجهى از خود غايب شده بودند كه هرچند ايشان را تحريك مىنمودند حاضر نمىشدند ، ناگاه حضرت ايشان را نظر به آن جانب افتاد و ديدند « 8 » كه كسى مولانازاده را مىخواهد كه حاضر سازد ، بوى تند شدند فرمودند چرا بىادبى مىكنى مگر ندانستهء كه هركس « 9 » از ما بحسب قابليت و استعداد خود چيزى اخذ مىكند ، درين ساعت مولانازاده از ما بحالى مشرف است كه خبر از كونين ندارد ، و اگر تو دانى كه او چه حال دارد از رشك آن لذت طعام خوردن از تو رود ، پس اين بيت خواندند كه : « 10 »
هامش
( 1 ) - مى ، مج ، چپ : ( باب ) ندارد
( 2 ) - بر : ( كرده ) افتاده
( 3 ) - چپ : بناى كار ، نسخه بدل : مناط كار
( 4 ) - مج : است و آنچه بر بدن چپ : است ، چه بر بدن آنچه ظاهر مىشود ، نسخه بدل چپ : وارد مىشود
( 5 ) - بر : صحبت گرم
( 6 ) - مى ، چپ : استغراق عظيم
( 7 ) - مج : ( امر ) ندارد
( 8 ) - بر : و ديدند كه مولانازاده را كسى مىخواهد حاضر سازد
( 9 ) - مج : ( هركس ) ندارد مى : كه هركسى از
( 10 ) - مى : كه بيت ، چپ : خواندند ، رباعى :اين شيوه عشق هر خسى را نبود * اين واقعه هر بوالهوسى را نبود
منكر چه شوى به حالت زنده دلان * نى هرچه ترا نيست كسى را نبود