با كفايت او دادند و تصرف مولانا در مهمات به مرتبهء رسيد كه روز « 1 » بودى كه از قبل حضرت ايشان بيست رقعه به پادشاه « 2 » زمان و امراء و ارباب ديوان نوشتى و هيچ احدى را ياراى آن نبودى كه از مضمون رقعه مولانا تجاوز نمودى و در امتثال امر تكاسل فرمودى .
شيخ حبيب « 3 » تاشكندى
رحمه اللّه تعالى : از قدما اصحاب و مقبولان « 4 » بوده است و حضرت ايشان ترتيب « 5 » سفره اصحاب در تاشكند بوى تفويض كرده بودهاند ، وى حكايت كرده است كه يكبار حضرت ايشان در تاشكند از بعضى « 6 » ياران رنجيده بودند متوجه فركت شدند ، ياران نيز از عقب حضرت ايشان به نيازمندى و مسكنت تمام جهت معذرت رفتند ، چون آنجا رسيدند معلوم كردند كه حضرت ايشان در ده منار بر سر قبر مولانا سيف الدين منارىاند ، « 7 » در حجره مولانا اسماعيل فركتى كه ولد عزيز مولانا سيف الدين بودهاند ، ياران متوجه منار و حجره مولانا اسماعيل شدند و در آن محل حضرت ايشان به صفت هيبت و جلال متصف بودند ، هركه از ياران قدم در آن حجره نهاد و چشمش بر حضرت ايشان افتاد بىهوش گرديد و بسر « 8 » غلطيد و نزديك به آن رسيد كه اثر حيات از مجموع ايشان زائل گردد ، آخرالامر مولانا اسماعيل با جمعى ديگر از مخلصان آن ديار برخاستند « 9 » و سرها برهنه كرده درخواستند و حضرت ايشان بنا بر التماس آن مخلصان گناه ياران را عفو كردند و بآثار لطف و مرحمت ظاهر شدند ، بعد از آن يكيك از ياران بشعور مىآمدند و برمىخاستند تا همه به حال اصلى بازآمدند .
هامش
( 1 ) - مج : كه روزى بودى
( 2 ) - مى : به پادشاهان زمان
( 3 ) - مى : شيخ حبيب تجار تاشكند رحمه اللّه تعالى ، مج : شيخ حبيب تاشكندى رحمة اللّه عليه ، نسخه بدل مج : شيخ حبيب بخارى چپ : شيخ حبيب تجار تاشكندى
( 4 ) - بر : و مقبولان حضرت ايشان بوده است
( 5 ) - بر ؛ مج : تربيت
( 6 ) - بر : ( بعضى ) ندارد
( 7 ) - بر : ( در حجره مولانا اسماعيل فركتى كه ولد عزيز مولانا سيف الدين بودهاند ، ياران متوجه منار و ) افتاده
( 8 ) - بر : و بسر بغلطيد ، چپ : و بسر درغلطيد
( 9 ) - مى : بر پا خاستند .