تو نيز خود را بنفى وجود خود « 1 » پنهان كن تا خداى تعالى ظاهر گردد .
مولانا « 2 » محمد قاضى
آدام اللّه بركات افادته : از اجله « 3 » اصحاب و مقبولان حضرت ايشانند و در مناقب و شمايل و خصايص و فضائل آن حضرت كتابى تأليف كردهاند مسمى به سلسلة العارفين و تذكرة الصديقين در آنجا آوردهاند كه در تاريخ سنه خمس و ثمانين و ثمانمائه بود كه به ملازمت حضرت ايشان رسيده شد و مدتى قريب به دوازده سال در ملازمت آن حضرت بود و « 4 » الحمد لله على ذلك .
چون خدمت مولانا در ادراك لطائف و معارف صوفيه قدس اللّه « 5 » تعالى ارواحهم طبعى « 6 » و فهمى ارجمند داشتند لاجرم « 7 » حضرت ايشان در وقت اداى حقايق و دقايق « 8 » اين طايفه خدمت مولوى را بسيار مخاطب مىساختند مىگفتند كه روزى حضرت ايشان از من « 9 » پرسيدند كه به اين سخنان دقيق كه از ما مىشنوى هيچ نقصانى در آن عقايد كه از پدر و مادر و استاد خود در خردسالى « 10 » فرا گرفته بازمىيابى ، گفتم نى ، فرمودند كه پس با تو از اين رنگ سخن مىتوان گفت . « 11 »
از خدمت مولانا استماع افتاده و در سلسله العارفين نيز نوشتهاند كه ابتداى ملازمت من « 12 » حضرت ايشان را آن بود كه با طالب علمى كرمانى مولانا نعمت اللّه
هامش
( 1 ) - مج : وجود خود نهان كن - چپ : وجود پنهان كن
( 2 ) - مى : مولانا محمد قاضى آدام اللّه تعالى بركات افادته مج - محمد قاضى آدام اللّه تعالى بركاته
( 3 ) - مى ، چپ : از جمله اصحاب نسخه بدل چپ : از اجله اصحاب
( 4 ) - بر : بودم
( 5 ) - چپ :
قدس اللّه ارواحهم
( 6 ) - بر : طبع بلند داشتند و فهم ارجمند لاجرم
( 7 ) - مج : لاجرم بسيار حضرت ايشان
( 8 ) - بر : ( و دقايق ) ندارد
( 9 ) - مج : از من بسيار پرسيدند
( 10 ) - بر : در خردى فرا گرفته
( 11 ) - بر : اينجا در حاشيه نوشته شده است : بعد از اتمام رشحات به پنج سال خدمت مولانا ابو سعيد وفات يافتند در شهور سنه اربع عشر و تسعمائة ، همان سال كه خواجه كلان ولد بزرگوار مولانا سعد الدين كاشغرى قدس اللّه تعالى سره وفات يافتند
( 12 ) - بر : ملازمت من به حضرت ايشان آن بود .