سالها حل عقد امور دنيوى آن حضرت مفوض « 1 » به ايشان بوده .
از بعضى از اعزه استماع افتاده كه چون شب خدمت مولانا به منزل خود مىروند زمانى باهل بيت خود مىنشينند و طعامى تناول مىكنند و چون مردم ايشان سر به بالين مىنهند خدمت مولانا تحفيفه « 2 » بسته تا دم صبح روى « 3 » به قبله مىنشينند و به اهتمام تمام نسبتى را كه از حضرت ايشان فرا گرفتهاند « 4 » مىورزند .
از سخنان خدمت مولانا شيخ مد ظله چنان معلوم « 5 » مىشد كه به حبس نفس و نفى و اثبات مامور بودند و مؤيد اين معنى است آنكه روزى در خلوتى به تقريبى فرمودند كه در يك نفس پنجاه و يك نوبت ذكر گفته مىشود با ملاحظه نفى غير و اثبات « 6 » مقصود و رعايت بازگشت و وقوف قلبى بىآنكه نفس كوتهى كند يا دل بخفقان آيد ، يا اثرى در بشره ظاهر شود .
روزى در محله خواجه كفشير در محوطه ملايان در حجره يكى از طلبه با جمعى از خلص اصحاب نشسته بودند و سخن از تصرفات عجيبه و كرامات غريبه حضرت ايشان مىگذشت و هركس نقلى مىكرد و خدمت مولانا شيخ « 7 » خاموش بودند بخاطر افتاد كه چه باشد ايشان نيز درين باب سخنى « 8 » گويند ، بعد از لحظه فرمودند كه شما همه « 9 » از تصرفات آفاقى حضرت ايشان گفتيد و هيچ از تصرفات انفسى ايشان ذكر نكرديد ، اصحاب گفتند شما كرم كنيد « 10 » و از آن باب حكايتى گوييد ، فرمودند كه در مبادى حال كه به ملازمت حضرت ايشان « 11 » رسيدم و به تعليمى فائز گشتم « 12 » جان بسيار
هامش
( 1 ) - مج : مفوض براى ايشان بوده
( 2 ) - بر : تخفيفه
( 3 ) - مى : روى در قبله ، چپ : روى قبله
( 4 ) - بر : فرا گرفته بودهاند
( 5 ) - مى : معلوم مىشود
( 6 ) - مج :
اثبات مقصود حقيقى و رعايت وقوف قلبى و وقوف عددى بىآنكه
( 7 ) - مى ، چپ : ( شيخ ) ندارد
( 8 ) - مج : سخن گويند
( 9 ) - مى : ( همه ) ندارد
( 10 ) - مى ، مج : كرم فرمائيد
( 11 ) - مى : حضرت رسيدم ، مج : به ملازمت ايشان رسيدم
( 12 ) - مج : فائز شدم ، چپ ، فائض گشتم .