بجانب ده كمانگران مىرفتيم ، اسب من بهغايت كاهل و بدراه بود ازين « 1 » جهت پيش حضرت ايشان بتشويش و محنت بسيار مىراندم كه مبادا كه از همراهى « 2 » آن حضرت بازمانم ، ناگاه حضرت ايشان از عقب من « 3 » درآمدند و تازيانه بر اسب من زدند و فرمودند اسب شما راهوار نبوده است ، فى الحال اسب من بر وجهى راهوار شد كه هر چند حضرت ايشان تند راندند اسب به راهوارى « 4 » همراه اسب ايشان رفت و يك گام باز نماند و من بر پشت وى آسوده شدم و اصحاب كه همراه بودند و بر حقيقت « 5 » حال اطلاع داشتند متحير و متعجب مانده بودند و بعد از آن تا آن « 6 » اسب زنده بود به همين طريق راهوار بود و هرگز « 7 » از او كاهلى ظاهر نشد و مشاهده اين احوال سبب مزيد يقين من شد به حضرت ايشان « 8 » .
مولانا شيخ
ادام الله « 9 » تعالى ظلال افاضته : از كبار اصحاب حضرت ايشانند « 10 » و
هامش
( 1 ) - مى : ازين جهت پيش حضرت ايشان ، مج : ازين جهت من پيش حضرت ايشان
( 2 ) - بر : از همراهى حضرت ايشان بازمانم ناگاه آن حضرت از عقب
( 3 ) - مج : ( من ) ندارد
( 4 ) - مى : به راهوارى همراه اسب حضرت ايشان رفت - مج : به راهوارى اسب ايشان برابر رفت
( 5 ) - مج : بر حقيقت حال آگاه بودند متحير و
( 6 ) - مج : تا اسب زنده بود
( 7 ) - مج :
و هرگز كاهلى ازو ظاهر نشد
( 8 ) - مج : ( به حضرت ايشان ) ندارد
( 9 ) - مى : مولانا شيخ رحمه اللّه ، مج : مولانا شيخ ادام اللّه تعالى عليه چپ : مولانا شيخ ادام اللّه ظلال افاضة
( 10 ) - گذشته از جمله دعائيه ، ادام اللّه تعالى ظلال افاضته ، و جمله : از كبار اصحاب حضرت ايشانند كه هر دو جمله دلالت دارد بر زنده بودن صاحب ترجمه در هنگام تصنيف كتاب رشحات ، در حاشيه نسخه چاپى نيز عبارت زير نوشته شده : ( بعد از تمام رشحات به چند گاه خدمت مولانا شيخ رحمه اللّه در اواخر سلطنت خان اوزبك « باحتمال قريب بيقين همان شيبك خان اوزبك است » وفات يافتند و قبر مبارك ايشان در محله خواجه كفشير در محوطه ملايان است ) و با توجه به اينكه خان اوزبك در سال 916 در گيرودار جنگ مغلوبه با شاه اسماعيل اول صفوى در محمودآباد مرو در زير سم ستوران پايمال و كشته شده و با توجه به اينكه كتاب رشحات در سال 909 اتمام پذيرفته پس وفات مولانا شيخ فى ما بين 909 - 916 يعنى در فاصله شش سال پس از اتمام كتاب رشحات است .