دو كس مرا كشتهء كه در همه روى زمين سيم « 1 » خود نداشتند ، اگر برابر هفت طبقه آسمان و زمين زر سرخ بريزى هنوز « 2 » قيمت ايشان از آن زياده است ، تو « 3 » همچنين دو كس مرا كشتهء .
مولانا لطف اللّه ختلانى
رحمه اللّه تعالى « 4 » : ايشان خواهرزاده خدمت مولانا برهان الدين بودند و از كبار اصحاب و مقبولان « 5 » حضرت ايشان و عالم بعلوم شريعت و طريقت و هميشه صفت بسط بر ايشان غالب بود و اكثر اوقات متبسم « 6 » و خندان بودند و دايم حضرت ايشان را بسخنان شيرين به تبسم مىآوردند و آن حضرت نيز با خدمت مولانا احيانا طيبت و مزاح « 7 » مىكردند ، روزى از خدمت مولانا بر سبيل طيبت پرسيدند كه وقتى كه كدخدا شوى چگونه زنى خواهى خواست ، گفت ، سبز شيرين « 8 » ، حضرت ايشان فرمودند « 9 » كه غلط كرده ندانستهء كه بعد از چندگاه شيرينى مىرود و سبزى مىماند و بعد از اين سخن فرمودند كه طالبان طريق را بد بايستى « 10 » است كدخدائى بعد از آن اين بيت خواندند كه : « 11 »
كد خدائيت « 12 » مايه هوس است * كد رها كن ترا خداى بس است
خدمت مولانا لطف اللّه چنين فرمودند « 13 » كه من « 14 » در ايام صغر سن كه در ولايت خود بودم شبى حضرت رسالت را صلى اللّه عليه و سلم به صورتى در غايت حسن و جمال بخواب ديدم و آن صورت هميشه حاضر دل من بود چون به ملازمت حضرت ايشان مشرف
هامش
( 1 ) - چپ : سهيم خود
( 2 ) - مج : ( هنوز ) ندارد
( 3 ) - مج : ( تو همچنين دو كس مرا كشته ) ندارد
( 4 ) - مج : جمله دعا ندارد
( 5 ) - مى : ، ( و مقبولان ) ندارد
( 6 ) - مج :
اوقات متبسم بودند
( 7 ) - مى : چپ : طيبت و مزاج مىكردند
( 8 ) - مج : سبزى شيرين
( 9 ) - مى ، چپ : فرمودهاند
( 10 ) - مج : بد پابستى است
( 11 ) - مى ، چپ : كه بيت
( 12 ) - مى : كدخدائى كه مايه هوس است
( 13 ) - مى ، مج : فرمودهاند كه
( 14 ) - مى :
( من ) ندارد