مولانا نشستند ، فرمودند كه پهلوان محمود پوريا گفته است :
جدائى مبادا مرا از خدا * دگر هرچه پيش آيدم شايدم
بعد از آن فرمودند كه جد دوا « 1 » ايمانكم بقول لا إله الا اللّه واقع است تجديد ايمان هربارى كه اين كلمه را گويند آن تواند بود كه سعى نمايند كه هربار كه « 2 » اين كلمه تكرار يابد بتجديد ميلى و انجذابى و محبتى بجناب حق سبحانه حاصل شود چون در تكرار اين كلمه رعايت اين معنى كنند « 3 » ، بمضمون امر جددوا عمل كرده باشند و فرمودند كه « 4 » خواجه محمد على حكيم ترمدى قدس سره فرمودهاند كه از مضمون جددوا ، ايمانكم چنان « 5 » مفهوم مىشود كه مگر ايمان كهنه مىگردد و فرمودهاند كه كهنگى ايمان آنست كه كسى را بمؤمن به خود انجذاب و شوق و وله نماند پس بايد كه طالب صادق در همه احوال تكرار اين كلمه كه مورث و له و شوق و انجذابست ، كسب و له و شوق « 6 » و انجذاب كند .
خدمت مولانا بعد از اين صحبت به سه روز وفات « 7 » يافتند و آن « 8 » حضرت با ساير اصحاب و اعيان و خواص و عوام سمرقند بر ايشان نماز گزاردند و در محوطه ملايان دفن كردند و بعد از ايشان به هشت روز خدمت مولانا جعفر « 9 » نقل كردند چنانچه گذشت ، طبيبى « 10 » خراسانى كه در معالجه مولانا برهان الدين و مولانا جعفر خطاها كرده بود و خبطها زده ، در آن ايام كه تعزيه مولانا جعفر « 11 » در ميان بود ، روزى بمجلس حضرت ايشان درآمد وى را غضب كردند و تند شده « 12 » سخنان درشت گفتند و فرمودند « 13 » كه تو
هامش
( 1 ) - مج : جدوا ايمانكم
( 2 ) - مج : ( اين كلمه تكرار يابد بتجديد ميلى و انجذابى و محبتى بجناب حق سبحانه حاصل ) افتاده
( 3 ) - مى : اين معنى گشته مضمون
( 4 ) - مج :
( كه ) ندارد
( 5 ) - چپ : ( چنان ) ندارد
( 6 ) - مج : ( و له و شوق و انجذاب ) ندارد
( 7 ) - مج : وفات كردهاند
( 8 ) - مىيافتند : حضرت ايشان با
( 9 ) - مى : جعفر عليهالرحمه نقل كردند
( 10 ) - مج : طبيب خراسانى
( 11 ) - مى ، چپ : مولانا جعفر عليهالرحمه در
( 12 ) - مج ، چپ : و تند شدند و
( 13 ) - مج : ( و فرمودند ) ندارد .