غسل « 1 » و تكفين و تجهيز ايشان آن حضرت با ساير اصحاب و موالى « 2 » و اهالى و خواص و عوام شهر ، هم « 3 » در محوطه ملايان برايشان نماز گزاردند و آنروز هوا بهغايت گرم بود ، حضرت ايشان همراه جنازه به كنار قبر آمدند و حفار هنوز فارغ نشده بود ، « 4 » ساعتى بر كنار قبر نشستند و اين فقير فرجى خود را بگشاد و باتفاق خادمى ديگر بالاى سر مبارك « 5 » ايشان سايبان « 6 » ساخت و در سايه بودند تا وقتى كه از دفن مولانا فارغ شدند ، چون حفار از قبر برآمد « 7 » ، حضرت ايشان « 8 » بدست مبارك خود بند كفن مولانا را از طرف بالا « 9 » گرفتند و بمدد « 10 » اصحاب كه در قبر ايستاده بودند از تابوت برآورده « 11 » به قبر فرود آوردند ، بعضى اصحاب ايشان را در لحد نهادند و حضرت ايشان از كنار قبر برخاستند و حافظان ، قرآن خواندند و اين واقعه در شهور سنه ثلث و تسعين « 12 » و ثمانمائه واقع شد به هشت روز بعد از وفات خدمت « 13 » مولانا برهان الدين ختلانى و حضرت ايشان در آن تعزيت بعد از سه روز آش « 14 » بزرگ دادند چنانچه هشتاد گوسفند به جهت بريان تنها كشته بودند .
مولانا برهان الدين ختلانى
رحمه اللّه تعالى : از كبار اصحاب حضرت ايشان بودند ، دانشمند متبحر و در صغر سن تحصيل علوم متداوله كرده بودند ، اهالى سمرقند دو كس را دانشمند مادرزاد مىگفتند يكى مولانازاده ، مولانا عثمان و ديگرى مولانا برهان « 15 » الدين ختلانى و خدمت مولانا قريب چهل سال دولت ملازمت و صحبت حضرت
هامش
( 1 ) - مج : بعد از تكفين و تجهيز
( 2 ) - بر : اصحاب و اهالى و موالى و
( 3 ) - مى ، مج : شهر همه در محوطه
( 4 ) - بر : نشده بودند
( 5 ) - مج : ( مبارك ) ندارد
( 6 ) - مج ، چپ : سايهبان ساخته و در
( 7 ) - بر : برآمدند
( 8 ) - مج : ( ايشان بدست مبارك خود بند كفن مولانا ) افتاده
( 9 ) - مج : ( بالا ) ندارد
( 10 ) - بر : ( بمدد ) ندارد
( 11 ) - بر :
برآوردند و به قبر فرودادند
( 12 ) - مى : سنه ثلث و ثمان مائة واقع شد
( 13 ) - مج :
وفات مولانا
( 14 ) - مى ، چپ : آشى بزرگ
( 15 ) - مى ، مج : مولانا برهان ختلانى .