تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رشحات عين الحيات ( فارسي ) — صفحة 605

مساهمون:

ص٦٠٥
و اضطراب افتادم . مىفرمودند كه روزى حضرت ايشان در اثناى « 1 » عتابها اين بيت خواند كه : « 2 »
صحرا فراخ است اى پسر « 3 » تو گوشهء ما گوشهء * همچون ملخ را كشت شه « 4 » تو خوشهء ما خوشهء
وهم از ايشان استماع افتاده و در مسموعات خود نيز نوشته‌اند كه فقيرى به طريق رابطه مشغول بود و بسبب دوام اشتغال ، بسيار متأثر و از لوازم آن طريق بسيار مشوش و متألم ، بشرف نظر و خطاب مشرف گردانيده فرمودند كه « 2 »
چون من خراب و مست را در خانهء خود ره دهى ؟ * خود مىندانى اين‌قدر ، اين بشكنم آن بشكنم ؟
روزى « 5 » خدمت مير فرمودند « 6 » كه از بركت التفات حضرت ايشان اين فقير را نسبتى بىواسطه قول و زبان حاصل شده بود و هميشه از راه باطن از آن حضرت تقويت و تأييد بىواسطه قول و زبان مىيافتم ، سينه را از آن نسبت انشراحى و دل را اطمينان « 7 » حاصل بود ، يوما فيوما در تزايد مىبود « 8 » تا مدتى برين گذشت ، ناگاه بىسببى ظاهر ، ترك اين تقويت و تاييد كردند و در مقام خطاب و عتاب شدند و قهر و غضب ايشان از حد متجاوز گشت به مثابهء كه نزديك به آن رسيد كه نفس من از ربقه انقياد بيرون آيد ، در خاطرم گذشت كه يقين مىدانم كه آنچه از مجلس شريف حضرت ايشان حاصل
هامش
( 1 ) - مج : در ميان عتابها ( 2 ) - مى ، مج : چپ : كه بيت ( 3 ) - مى ، نسخه بدل چپ : است اى جوان ( 4 ) - چپ : از كشت تر ، تو ( 5 ) - مج : ( روزى خدمت مير فرمودند تا جمله : و مريدان او در مغرب و از مجموع احوال مريد باخبر نباشد ، از سطر دهم صفحه 605 تا آخر سطر اول صفحه 607 يعنى 26 سطر از نسخه مج افتاده است ( 6 ) - مى : مىفرمودند ( 7 ) - مج : را اطمينانى بود ( 8 ) - مى : ( مىبود تا مدتى ) ندارد .