هميشه در وقت خوش « 1 » به حضرت ايشان حاضر باشى و در حال غيبت بدل به حضرت ايشان ناظر كه درين اوقات كه حضرت ايشان را بسلاطين و حكام اختلاط است و مشاغل ظاهرى ايشان بسيار شده است ايشان را مجال آنكه طالبان را بنفى و اثبات و توجهات و مراقبات فرمايند نمانده است ، حالا از نسبت حضرت ايشان كسى بهره مىيابد كه به به آن حضرت طريق رابطه ورزد و بسيار طالبان و مستعدان از اقصاى عالم آمدند و چون اين سررشته باز نيافتند محروم گشته روى برتافتند .
خدمت مولانا محمد قاضى « 2 » عليهالرحمه در مسموعات خود نوشتهاند كه در مرض اولى حضرت ايشان فقير را « 3 » به هرات بطلب طبيب فرستادند ، خدمت مولانا قاسم عليهالرحمه « 4 » در ضمان « 5 » صحت بودند ، اين كمينه را مبالغه نمودند كه زودتر طبيبى به يارى كه ما را ديگر « 6 » طاقت ديدن مرض « 7 » حضرت ايشان نيست و بسى راه به مشايعه اين فقير آمدند ، چون طبيب آوردم خدمت مولانا قاسم « 8 » وفات يافته بودند مجموع زمان مفارقت سى و پنج روز بود از حضرت ايشان كيفيت فوت مولانا پرسيده شد ، فرمودند كه روزى مولانا قاسم پيش ما آمد و گفت من خود را فداى شما مىكنم ، من گفتم ، قاسم تو مرد فقيرى « 9 » و متعلقان بسيار دارى ، اينچنين مكن ، گفت ، من بشما درين امر « 10 » به مشورت كردن نيامدهام و اين كار كردهام « 11 » و حضرت حق سبحانه قبول فرموده است ، هرچند مبالغه كرده شد او در مقابله جز اين سخن نگفت و برين برفت ، آن بوده است كه « 12 » روز ديگر مرض حضرت « 13 » ايشان به خدمت مولانا « 14 » منتقل
هامش
( 1 ) - مى ، چپ : در وقت حضور به حضرت ايشان
( 2 ) - مج : قاضى عليه الرحمة و الرضوان در
( 3 ) - مج : حضرت ايشان مرا بهرات
( 4 ) - مى : ( عليهالرحمه ) ندارد
( 5 ) - مى ، مج : چپ : در زمان صحت
( 6 ) - مج : ( ديگر ) ندارد
( 7 ) - مى ، نسخه بدل چپ : مرض موت حضرت ايشان ، مج : مرض ايشان
( 8 ) - مى ، چپ ؛ مج : ( قاسم ) ندارد
( 9 ) - مى :
تو مردى فقير
( 10 ) - مج : ( امر ) ندارد
( 11 ) - مج : اين كار كردم
( 12 ) - مج :
( كه روز ديگر مرض حضرت ايشان به خدمت مولانا منتقل شده است ) ندارد
( 13 ) - مى ، نسخه بدل چپ : مرض موت حضرت ايشان
( 14 ) - بر : مولانا قاسم منتقل .