حضرت مخدومى مولانا نور الدين عبد الرحمن جامى قدس اللّه « 1 » سره السامى از از اصحاب حضرت ايشان هيچكدام را برابر مولانا قاسم اعتقاد نداشتند ، بسيار « 2 » ستايش ايشان مىكردند بارها مىفرمودند كه مولانا قاسم درين نسبت همچون نان اشكنه كرده است در روغن يعنى همه مسامات او ازين نسبت مملو است .
راقم اين حروف در كرت اولى كه عزيمت ملازمت و آستانهبوسى حضرت ايشان كرده بود از حضرت مخدومى « 3 » اجازت خواست فرمودند كه تو خردسالى و حضرت خواجه بهغايت كلانند و فقير در آنوقت بيست و دوساله « 4 » بود فرمودند كه حضرت خواجه حالا به طالبان كمتر مىپردازند ، مبادا آنجا روى و زود ملول بشوى و اگر البته خواهى رفت بايد كه به خدمت مولانا قاسم بسيار برسى و ملازمت ايشان بيشتر « 5 » كنى ، گفتم اگر عنايت فرموده به ايشان دو سه كلمه سپارش نويسند باعث التفات ايشان خواهد بود ، « 6 » حضرت مخدومى به خدمت مولانا قاسم اين رقعه نوشتند كه :
بعد از عرض نيازمندى و شكستگى معروض آنكه ، خدمت مولوى مولانا فخر الدين على كه نسبت به فقيران التفات خاطر بسيار دارند به آرزوى زمينبوسى ملازمان آستانه ولايت آشيانه توجه نموده است ، شك نيست كه به عين عنايت ملحوظ و بادراك اين امنيت محظوظ خواهد شد و السلام و الاكرام الفقير عبد الرحمن الجامى .
چون در مرافقت و ملازمت خواجه كلان ولد حضرت مولانا سعد الدين كاشغرى قدس سره « 7 » در قرشى به آستانبوسى حضرت ايشان مشرف شد ، آن رقعه را به خدمت
هامش
( 1 ) - مى : قدس سره السامى ، مج : قدس سره
( 2 ) - مى : و ستايش بسيار مىكردند ، مج :
و ستايش ايشان مىكردند ، چپ : و ستايش ايشان بسيار مىكردند
( 3 ) - بر . مخدوم
( 4 ) - بر :
بيست و نهساله
( 5 ) - بر : ايشان بسيار كنى
( 6 ) - مى : خواهد بود ، مخدومى به خدمت مولانا ، مج : خواهد بود ، مخدومى بمولانا
( 7 ) - مى : قدس اللّه سره .