تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رشحات عين الحيات ( فارسي ) — صفحة 598

مساهمون:

ص٥٩٨
خود فانى بودند و به آن حضرت باقى ، در مبادى احوال حضرت ايشان ، خدمت مولانا را به باغدارى فرموده بودند ، ايشان هر صباح تيش « 1 » بر گردن نهاده متوجه باغ مىشده‌اند و صاحبه ايشان يك‌دو قرص نان در جيب ايشان مىنهاده و ايشان مىرفته‌اند و تا شام تيش « 2 » مىزده‌اند چون به خانه مىآمده‌اند شب « 3 » كه ميان مىگشاده‌اند قرص‌ها از جيب ايشان مىافتاده از غايت مشغولى بطريق خواجگان و « 4 » غلبه نسبت و كيفيت اين عزيزان قدس اللّه « 5 » ارواحهم و روح اشباحهم فراموش مىكرده‌اند « 6 » كه نانى در جيب دارند يا طعامى مىبايد خورد و امثال اين حكايات از فراموشكارى ايشان به واسطه استيلاى نسبت اين بزرگواران بسيار منقولست كه تفصيل آن موجب تطويلست ، نسبت غيبت و كيفيت استغراق و بيخودى بر ايشان غالب بود . روزى حضرت ايشان در دهى بودند در خرگاهى نشسته و جمعى از اجله اصحاب و اعزه خدام پيرامن آن حضرت حلقه بسته و وقت حضرت ايشان عظيم خوش بود و رنگ رخساره « 7 » مبارك حضرت ايشان به‌غايت افروخته بود و معارف بلند و حقايق ارجمند مىفرمودند و خدمت مولانا قاسم درين مجلس شريف هر زمان از خود غايب مىشدند و آن حضرت ايشان را حاضر مىساختند و اين حالت مكرر واقع شد ، آخر حضرت ايشان تند « 8 » شدند و فرمودند كه مولانا قاسم « 9 » مگر ندانسته كه هركه در دايره نشست « 10 » گرد دايره مىبايد گشت و قدم از دايره « 11 » بيرون نهادن طريق ادب نيست .
هامش
( 1 ) - مج : تيشى بر گردن مى ، نسخه بدل چپ : تيشه بر گردن ، چپ : تيش بر گردن ( 2 ) - مى : تيشه مىزده‌اند ، مج : تيش مىزده‌اند ، چپ : ( و تا شام تيش مىزده‌اند ) ندارد ( 3 ) - مى : ( شب ) ندارد ( 4 ) - بر : خواجگان قدس اللّه تعالى و غلبه ( 5 ) - مج : اين عزيزان قدس سره و نور اشباحهم - بر : جمله دعا ندارد ( 6 ) - مج : ( مىكرده‌اند كه نانى در جيب دارند تا طعامى مىبايد خورد و امثال اين حكايات از فراموش ) افتاده ( 7 ) - مج : رنگ رخساره ايشان ( 8 ) - بر : ( تند شدند ) ندارد ( 9 ) - مج : مولانا مگر ندانسته ( 10 ) - بر : دايره نشسته گرد ( 11 ) - مج : قدم در بيرون دايره ماندن طريق .
رشحات عين الحيات ( فارسي ) — صفحة 598 | على بن حسين واعظ كاشفى