ايشان در باطن كسى تصرف نمىكنند و خود را در آن مقام نمىدارند .
بعضى از اعزه « 1 » نقل كردند كه چند روزى خدمت مولانا سيد حسن در محوطه ملايان بيمار شده بودهاند « 2 » حضرت ايشان در آن اثنا از خدمت مولانا قاسم « 3 » پرسيدهاند « 4 » كه مولانا سيد حسن را عيادت كردهايد ، فرمودهاند كه نى ، حضرت ايشان تند شده گفتهاند شما بوى چه گمان بردهايد « 5 » آنچه شما گمان مىبريد وى از آن برتر است ، ترا كه مولانا قاسمى هنوز پنجاه « 6 » سال ديگر ملازمت وى مىبايد كرد .
از « 7 » بعضى استماع « 8 » افتاده كه روزى حضرت ايشان در حق مولانا سيد حسن اين عبارت فرمودند كه مولانا سيد حسن ، در كمال معنوى از شيخ ركن الدين علاء الدوله قدس « 9 » سره هيچ كم نبود . فرق ميان ايشان « 10 » اين بود كه شيخ ركن الدين علاء الدوله شيخ شدند « 11 » و مولانا سيد حسن شيخ نشد .
رشحه : حضرت ايشان مىفرمودند كه مولانا ركن الدين خوافى عليهالرحمه مىگفتند كه بدايت شيخ بهاء الدين عمر و نهايت شيخ ركن الدين علاء الدوله من اين سخن را پيش خواجه « 12 » فضل اللّه شيخ ابو الليثى نقل كردم بسيار در قهر شدند و استبعاد كردند ليكن هيچ دليلى بر استحاله اين نداشتند بلكه حديث : مثل امتى المطر الحديث
هامش
( 1 ) - مج ، چپ : بعضى اعزه نقل كردهاند
( 2 ) - مى : شده بودند
( 3 ) - بر : قاسم عليهالرحمه
( 4 ) - مىپرسيدند : كه
( 5 ) - مى : مج : گمان مىبريد
( 6 ) - مج : پنجاه سال ديگر مىبايد كه ملازمت وى كنى
( 7 ) - مج : از بعضى استماع افتاده كه روزى حضرت ايشان در حق مولانا سيد حسن اين عبارت فرمودند تا آخر سطر پنجم صفحه بعد همه سلف ، متقدمين بر همه خلف و متاخرين مفضل نبودهاند يعنى در حدود 9 سطر از نسخه مج افتاده است
( 8 ) - مى ، چپ : از بعضى عزيزان استماع افتاده
( 9 ) - مى : ( قدس سره ) ندارد
( 10 ) - مى ، چپ :
اينقدر بود كه
( 11 ) - چپ ، شيخ شدند يعنى بر مسند شيخوخت و ارشاد نشستند و مولانا در حاشيه نسخه مى اين جمله نارسا با حفظ جلى نوشته : شيخنشينى بر مسند شيخوخت و ارشاد ننشست ، منه رحمه اللّه - چپ : ( رشحه ) ندارد
( 12 ) - مى : خواجه افضل اللّه ابو الليثى نقل كرد بسيار .