تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رشحات عين الحيات ( فارسي ) — صفحة 594

مساهمون:

ص٥٩٤

مولانا « 1 » سيد حسن

رحمة الله « 2 » تعالى : از اعاظم « 3 » اصحاب حضرت ايشان بودند و از سابقان و ملازمان قديم ، بعضى مخاديم چنين گفتند « 4 » كه در مبادى حال كه خدمت مولانا خردسال بوده‌اند والد ، ايشان « 5 » را از تاشكند به مجلس « 6 » آن حضرت آورده اتفاقا پيش حضرت ايشان ظرفى پرعسل حاضر بوده ، خدمت « 7 » مولانا متوجه آن عسل شده‌اند و مشغوف آن گشته ، در اين اثنا حضرت ايشان از مولانا پرسيده‌اند كه اى كودك چه نام دارى ، مولانا گفته‌اند عسل ، حضرت ايشان تبسم كرده « 8 » فرموده‌اند كه اين كودك را « 9 » قابليت تمام است به اين مقدار كه كام او از عسل شيرين شده اين‌چنين مشغوف آن است كه نام خود را در ياد عسل گم كرده جز نام عسل بر زبان نمىآرد اگر كام جان او را « 10 » به چيزى شيرين‌تر از عسل چاشنيمند « 11 » گردانند هرآينه توجه و شغف او « 12 » به آن غايت قوى خواهد شد ، پس خدمت مولانا را از والد ايشان گرفته‌اند و به حجر « 13 » تربيت درآورده بمكتب فرستاده‌اند تا قرآن و سواد روان كرده‌اند ، بعد از آن به تحصيل علوم بامر حضرت ايشان « 14 » مشغول شده « 15 » تا دانشمند متبحر گشته‌اند و در آن اثنا به تصرفات باطنى « 16 » حضرت ايشان ، تربيتها مىيافتند « 17 » تا به مرتبه كمال بلكه به درجه تكميل و اكمال رسيدند « 18 » از بعضى اكابر اصحاب « 19 » استماع افتاده كه خدمت مولانا سيد حسن قوت « 20 » تمام دارند در تصرف باطن مستعدان ليكن بنا بر مراعات ادب نسبت به حضرت
هامش
( 1 ) - مى : مولانا حسن ( 2 ) - مج : رحمة اللّه عليه ( 3 ) - مى : از اعلم اصحاب ( 4 ) - مج : گفته‌اند ( 5 ) - مى : والد ايشان ، ايشان را ( 6 ) - مج : به مجلس حضرت ايشان آورده - چپ : بمجلس آورده ( 7 ) - مى : ( خدمت ) ندارد ( 8 ) - بر : تبسم كرده‌اند و فرموده‌اند ( 9 ) - بر : را عجب قابليتى تمام ( 10 ) - بر : جان او به چيزى ( 11 ) - چپ : چاشنى گردانند ( 12 ) - بر ، مج : شغف به آن ( 13 ) - مى ، چپ : و بحجره تربيت ( 14 ) - مى : ( ايشان ) ندارد ( 15 ) - مى ، چپ : شده‌اند تا ( 16 ) - مج : ( باطنى ) ندارد ( 17 ) - مى ، چپ : مىيافته‌اند تا به مرتبه كمال - مج يافته‌اند تا به درجه ( 18 ) - مى ، چپ : رسيده‌اند ( 19 ) - مج : ( اصحاب ) ندارد ( 20 ) - بر : قوت دارند .