تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رشحات عين الحيات ( فارسي ) — صفحة 590

مساهمون:

ص٥٩٠
اين‌ها چه كسانند و ساعتى به يكديگر ايستاده‌اند و به‌يك‌بار بر سر كوچ‌ها تاخته‌اند و خواجه‌ها را جدا ساخته در ميان گرفته و گفته‌اند « 1 » كه كوچ‌ها را باز كنيد ، بار ساخته به طرف دشت خواجه كازرون « 2 » روان ساخته‌اند كه حكم آنست كه به راه دشت بياورند ، خدمت خواجه از ايشان التماس مىكرده‌اند كه ما را به شمشير قتل كنيد و ايشان مىگفته‌اند كه چرا اين‌چنين‌ها « 3 » مىگوئيد و بخاطر مىآوريد ما شما را « 4 » به شهر مىبريم ، خدمت خواجه به نصيحت فرزندان مشغول شده‌اند « 5 » ، مىفرموده‌اند كه همان فرض كنيد كه چندگاه ديگر پاره اغذيه و اشربه و فواكه خورده شد ، دل خود را به همين قوى و خرسند داريد كه ما و شما « 6 » را موافقت به حضرت امير المؤمنين حسين و اولاد ايشان رضوان اللّه عليهم اجمعين واقع خواهد شد ، ايشان در روز جمعه دهم محرم رفته‌اند و مايان در هفدهم مىرويم و نيز اين شب ، شب جمعه است و خدمت خواجه چند نوبت فرموده‌اند كه : يا من لك الدنيا و الآخره ، ارحم لمن ليس « 7 » له الدنيا و الآخره . منقولست كه خدمت خواجه با آن جماعت مىرفته‌اند تا زمانى كه ماه « 8 » برآمده است ، بعد از آن كوچها را فرود آورده‌اند و خواجه‌ها را جدا ساخته به درجه شهادت رسانيده‌اند و آن جماعت چون بعد از ساعتى آمده‌اند گفته‌اند ، « 9 » مخصوصان خواجه از ميان اين جمع برآيند ، نه كس بوده‌اند كه از ميان ، برآمده‌اند و بر كناره نشسته و ديگران را تاراج كرده‌اند و بعضى را اسير كرده بعد از آن گفته‌اند كه خواجه محمد امين را زود از آب آمويه گذرانيد كه ايشان را نيز حكم كشتن بود « 10 » اما مايان نخواستيم كه چراغ اين عزيز كشته مىشد ، اگر چنان كنيم چراغ اين عزيز به تمام مىميرد ، روز ديگر آن جماعت
هامش
( 1 ) - مى : در ميان گرفته و فرموده‌اند ( 2 ) - مى : دشت خواجگان ( 3 ) - مى : اين‌چنين‌ها بخاطر مىآريد ( 4 ) - مى : شمايان را ( 5 ) - مى : مشغول شده مىفرمودند ( 6 ) - كه شمايان را ( 7 ) - مى : لمن ليس الدنيا و الآخره ( 8 ) - مى : كه ماه نو برآمده است ( 9 ) - مى : ( گفته‌اند ) افتاده ( 10 ) - مى : بود ، مايان گفتيم اگر آن‌چنان كنيم چراغ اين عزيزان تمام مىميرد ، روز ديگر .