تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رشحات عين الحيات ( فارسي ) — صفحة 589

مساهمون:

ص٥٨٩
و او را زكريا نام نهاده بودند همين بوده ، همچنان‌كه حضرت يحيى و زكريا صلوات الرحمن عليهما و حضرت امير المؤمنين حسين و اولاد ايشان شهيد شدند مايان نيز شهيد مىشويم ، بعد از چند روز خدمت خواجه را اجازت سفر خراسان داده است ، خدمت خواجه با فرزندان و همشيره‌ها و ازواج و ساير متعلقان و ملازمان متوجه خراسان شده‌اند ، جمعى از اوزبكان را از براى قتل خدمت خواجه و فرزندان مقرر فرموده از عقب ايشان فرستاده و اوزبكى را نيز همراه « 1 » خدمت خواجه ساخته بوده ، هنوز خدمت خواجه به تاتكند « 2 » نرسيده بوده‌اند كه اوزبكان از عقب رسيده ، پيش گذاشته‌اند خدمت خواجه چون به تاتكند « 2 » رسيده‌اند شخصى گريان « 3 » آمده گفته است كه اين جماعت براى اين معنى آمده‌اند ، خدمت خواجه مخدوم‌زاده‌ها را گفته‌اند كه گريزيد ايشان اسبان خود را گذاشته پنهان شده‌اند ، خدمت خواجه از « 4 » تاتكند كه گذشته‌اند اسبان مخدوم‌زاده‌ها را آورده‌اند ، اوزبكى كه همراه بوده بنياد تندى كرده و گفته كه خان مرا « 5 » عتاب خواهد كرد كه چه كردى كه فرزندان خواجه ترسيده گريخته‌اند ، ايشان را پيدا مىبايد ساخت « 6 » خدمت خواجه يكى از متعلقان را همراه وى كرده بطلب فرزندان فرستاده‌اند نيافته‌اند ، آن اوزبك به نزد خواجه مراجعت كرده تندى بيشتر از پيشتر كرده است ، حضرت خواجه خود رفته به مردم آن قريه كه خواجه‌ها آنجا پنهان بوده‌اند گفته‌اند كه خواجه‌ها را پيدا ساخته بياوريد « 7 » ، چون خواجه‌ها خبر يافته‌اند كه به جهت ايشان به خدمت خواجه درشتى مىكنند ، بيرون آمده‌اند « 8 » . نقل است كه نماز پيشين بوده است كه آن جماعت ظلمه آمده گذشته بوده‌اند چون برگشته‌اند ، اوزبكى كه همراه خدمت خواجه بوده است پيش آنها رفته كه بينم
هامش
( 1 ) - مى : نيز همره ( 2 ) - مى : به تاشكند ( 3 ) - مى : گريه‌كنان آمده ( 4 ) - مى : كه از تاشكند گذشته‌اند ( 5 ) - مى : خان ما را ( 6 ) - مى : مىبايد كرد ( 7 ) - مى : ساخته بياريد چون مخدوم‌زاده‌ها خبر ( 8 ) - مى : بيرون آمدند .
رشحات عين الحيات ( فارسي ) — صفحة 589 | على بن حسين واعظ كاشفى