تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رشحات عين الحيات ( فارسي ) — صفحة 566

مساهمون:

ص٥٦٦
نمىشد و اولاد و اصحاب و تلامذه از حيات ايشان قطع « 1 » طمع كرده بودند و در مقام ترتيب كفن و تابوت شده تا روزى كه ضعف ايشان به‌غايت رسيده بوده است و صعوبت مرض ايشان به نهايت انجاميده و اتفاقا آن‌روز جمعه بوده است و بعضى اولاد به مسجد جامع رفته بوده‌اند و بعضى باسباب تجهيز و تكفين قيام نموده و هركس از متعلقان در پى شغلى « 2 » بوده تا وقت استوار شده ناگاه در اين محل كسى در سرا كوفته چون مردى حاضر نبوده كنيزكى از خادمات « 3 » به پس درآمده جوانى ديده است سرخ‌روى ، سرخ‌موى بلندبالا بر صورت سپاهيان كه از اسب فرود آمده است با سر و روى گردآلود گفته است كه از راه دور و دراز به عيادت مولانا « 4 » آمده‌ام : كنيزك وى را آورده است و پيش اسب وى رفته و مولانا چشم باز كرده‌اند ، جوانى ديده‌اند كه آثار سفر از بشره وى ظاهر بوده است ، به اشارت پرسيده‌اند كه چه كسى و از كجا مىرسى « 5 » وى گفته است كه من از ملازمان خواجه عبيد اللهم و حضرت ايشان مرا به عيادت شما فرستاده‌اند و بشارت صحت داده ، من نماز بامداد را در سمرقند با حضرت ايشان گزارده‌ام و مقرر چنانست كه نماز شام را هم آنجا گزارم و در ملازمت حضرت ايشان افطار كنم ، خدمت مولانا كه از وى سخن شنيده‌اند فى الحال در خود قوتى و كيفيتى احساس كرده‌اند و بىمددكارى بر فراش خود بازنشسته‌اند و آن جوان دست فراز « 6 » كرده و مقدارى شربت « 7 » بر لب طاق بوده فرود آورده و يك پياله شربت ساخته و بخورد « 8 » ايشان داده ، بعد از آن وداع كرده بيرون رفته است و اسب خود را سوار شده تند رانده است و غايب گشته و در وقت ملاقات و مقالات آن جوان سپاهى به خدمت مولوى ، والده فرزندان در خانه كه متصل به اين خانه بوده است آن گفتگوى را مىشنيده « 9 »
هامش
( 1 ) - مى : قطع قطع كرده بودند مج : قطع كرد ، بودند ( 2 ) - بر : شغلى بوده‌اند تا ( 3 ) - مى ، چپ : از خادمان ( 4 ) - مى ، چپ : به عيادت خدمت مولانا ( 5 ) - مى : و از كجا مىآيى ( 6 ) - بر : دست دراز كرده ( 7 ) - مى : شربت نبات بر لب ( 8 ) - مى : ساخته به ايشان خورانيده ، بعد ( 9 ) - چپ : مىشنوده .
رشحات عين الحيات ( فارسي ) — صفحة 566 | على بن حسين واعظ كاشفى