تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رشحات عين الحيات ( فارسي ) — صفحة 564

مساهمون:

ص٥٦٤
آمده‌اند ، آن مخلص حكايت كرده است كه چون شب بيگاه شد و وقت خواب رسيد ، حضرت ايشان مرا گفتند تو با ما درين خانه خواب كن و من در آن خانه دورترين جائى از حضرت ايشان اختيار كردم و حضرت ايشان بخواب رفتند ، نيم‌شب « 1 » بود كه گفتند فلان در خوابى يا بيدار گفتم بيدارم و فرمودند زود باش و هر متاعى كه درين خانه است بيرون آر و خود به تعجيل بيرون رفتند و هركه در آن حوالى و نواحى خفته بود او را بيدار كردند و به مبالغه تمام گفتند كه زود رخوت و مراكب خود را از عقب من بياريد و خود قريب تيرپرتابى از آن منزل دور شدند و بر بلندى قرار گرفتند و فقير با ساير اصحاب و خدام بنا بر حسن ظنى كه به حضرت ايشان داشتيم خود را به تعجيل هرچه تمام‌تر با مراكب و امتعه به حضرت ايشان رسانيديم و بعضى مردم كه تردد خاطرى داشتند متحير و متعجب بودند كه چه قصه است كه حضرت ايشان در اين دل شب خواب اصحاب را برهم زدند و جمعى در خاستن « 2 » اهمال و كسالتى ورزيدند به‌يك‌بار ديدند كه سيل « 3 » عظيم در رسيد كه در آن مدت كسى از اهل آن ديار به آن عظمت سيلى نديده بود و نشنيده و آن خانه كه حضرت ايشان در آنجا خواب كرده بودند غرق آب شد و هر مركبى و متاعى كه بسبب « 4 » كسالت و اهمال مردم مانده بود مجموع آن را آب برد و بسى مردم را آب در ربود و به محنت بسيار از غرق شدن و مردن خلاص يافتند و در آن سرزمين آن سيل ويرانى عظيم كرد و مشاهده اين صورت موجب يقين حاضران شد به حضرت ايشان . شيخ عيان ولد شيخ بيان از طبقه خطباى كازرون بود و طالب علمى متقى بود از عراق بخراسان آمده بود و چندگاه در هرات اقامت نمود بعد از آن بسمرقند آمد و مدت يك سال و چند ماه بشرف آستان‌بوسى « 5 » حضرت ايشان مشرف بود ، وى
هامش
( 1 ) - مى ، چپ : نيم‌شبى بود ( 2 ) - بر : در ساختن ( 3 ) - مى : كه سيلى در رسيد ، چپ : كه سيلى عظيم در رسيد ( 4 ) - مى ، چپ : بسبب اهمال و كسالت مردم ( 5 ) - مى : آستان‌بوس آن حضرت خواجه عبيد اللّه مشرف بود .
رشحات عين الحيات ( فارسي ) — صفحة 564 | على بن حسين واعظ كاشفى