تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رشحات عين الحيات ( فارسي ) — صفحة 563

مساهمون:

ص٥٦٣
سرا ، نگنجيدند بر دكانچه‌هاى دالان و برون سرا جا گرفتند در اين محل به خاطرم گذشت « 1 » كه اين همه مردم عزيز حاضرند و حضرت ايشان دو من آرد را طعام فرمودند و تاكيد نمودند كه زياده نكنى ، اكنون چه چاره كنم ، خلاف « 2 » امر آن حضرت نمىتوانم كرد و جرأت آن ندارم كه اين معنى را اظهار كنم و رخصت جويم كه ديگر آرد خمير كنم و طعام بسيار سازم كه كثرت عظيم شده است و انفعال تمام به من راه مىيابد و در اين اندوه و تردد خاطر بودم كه حضرت ايشان سر مبارك برآوردند و فرمودند كه سخن همان است ، آنچه گفته‌ايم به همان « 3 » سازيد و انديشه زياده « 4 » مكنيد ، من رفتم و آنچه پخته بودم « 5 » در تغارى ريختم و كاسه كاسه و طبق طبق از آن طعام پر مىكردم و بيرون مىفرستادم تا تمام هر دو صفه و صحن‌سرا ، پر كاسه‌ها و طبق‌هاى تتماج شد و از خانه‌هاى همسايگان و سراهاى اهل محله كاسه‌ها و طبقها « 6 » به عاريت آوردند و جميع حاضران در درون و بيرون سير طعام خوردند و به خانه‌هاى صاحبان كاسه‌ها « 7 » و طبقها نيز طعام‌ها رفت و اين كرامتى بود ظاهر « 8 » كه اكثر مردم حاضر بر آن مطلع شدند « 9 » و همه را حسن عقيده به آن حضرت زياده شد . وقتى « 10 » حضرت ايشان متوجه تاشكند بوده‌اند و اول « 11 » بهار بوده است . بيگاه روز بلب آب‌پرك رسيده‌اند و شب هنگام در منزل مخلصى كه نزديك بلب آب بوده فرود « 12 »
هامش
( 1 ) - مج : به خاطرم افتاد ( 2 ) - مج : ( خلاف امر آن حضرت نمىتوانم كرد و جرأت آن ندارم كه اين معنى را اظهار كنم ) افتاده ( 3 ) - بر : گفته‌ايم همان ( 4 ) - مج : و انديشه مكنيد ( 5 ) - مى ، چپ : و آنچه پختم در ( 6 ) - مى ، چپ : طبقهاى خالى به عاريت مج : طبقهاى تتماج خالى به عاريت ( 7 ) - مج : صاحبان كاسه و طبق نيز فرستادند و اين ( 8 ) - مى : ( ظاهر كه اكثر مردم حاضر ) افتاده ( 9 ) - بر : مطلع شد ( 10 ) - از اول سطر چهاردهم صفحه 563 : ( وقتى كه حضرت ايشان متوجه تاشكند بوده‌اند تا آخر سطر پانزدهم صفحه 565 : ( پاى برداشتن آن حضرت همان بود از سل و جدا شدن نىها از يك ديگر همان ) درست دو روايت از نسخه مج ساقط است ، ( 11 ) - مى ، چپ : و اول فصل بهار ( 12 ) - مى ، چپ : بوده نزول فرموده‌اند .
رشحات عين الحيات ( فارسي ) — صفحة 563 | على بن حسين واعظ كاشفى