در « 1 » وقوع آن نسبت اهتمام نموده و در همان روز آن صورت را اتمام فرموده .
مخفى نماند كه امير « 2 » نظام الدين عبد اللّه را از صلبيه حضرت ايشان پنج پسر و سه صلبيه بود « 3 » .
پسران : اول ، خواجه عبد السميع كه بميرزا خاوند مشهور بودند و در زمان سلطان حسين ميرزا انار اللّه برهانه در هرات شهيد شدند و بر تخت مزار حضرت مولانا سعد الدين كاشغرى قدس سره مدفونند و دوم ، خواجه عبد البديع كه بدوست خاوند معروف بودند ، سيم ، امير عبد الوالى كه به خواجه شاه مشهور بودند ، چهارم ، امير ظهير الدين محمد ، پنجم امير طاهر الدين محمد .
مولانا برهان الدين محمد ولد مولانا كلان زيارتگاهى عليهالرحمه نقل كردند ، كه حضرت ايشان بديدن شيخ شاه به زيارتگاه آمدند و چون از خانه شيخ بدر آمدند مولانا عبد الرحمن و مولانا ابو المكارم برادران بزرگتر من پيش آمدند « 4 » و هريك از حضرت ايشان التماس كردند كه آن حضرت به منزل ايشان روند ، حضرت ايشان مرا گفتند تو چرا هيچ نمىگوئى و ما را مردمى خانه بردن نمىكنى ؟ گفتم اين آرزو در دل من بهغايت قوى است ليكن پيش برادران بزرگتر گستاخى نمىكنم ، فرمودند ما به خانه تو مىآئيم ، چون تشريف آوردند فرمودند كه دو من آرد را تتماج « 5 » پزيد و زياده از آن نكنيد بر امتثال فرمان همچنان كرديم ، علماء « 6 » و صلحا و فقرا ده چون « 7 » دانستند كه حضرت ايشان « 8 » به منزل فقير تشريف آوردند « 9 » ، بهيكبار آمدن گرفتند و دو صفه بزرگ از عزيزان پر شد ، فرشها در ميان سرا ، انداختيم تا مردم نشستند و آنچه در
هامش
( 1 ) - مج : ( در وقوع آن نسبت اهتمام نموده و در همان روز صورت را ) ندارد
( 2 ) - مى :
كه حضرت امير
( 3 ) - چپ : سه صيبه ، مج : سه دختر
( 4 ) - مج ، چپ : پيش آمده هر يك
( 5 ) - مج ؛ چپ : تتماج ، مى : تماج
( 6 ) - بر : علماء و فقراء و صلحاء ده
( 7 ) - مى : ( چون ) ندارد
( 8 ) - مى : ( ايشان ) افتاده
( 9 ) - بر : آوردهاند .