تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رشحات عين الحيات ( فارسي ) — صفحة 545

مساهمون:

ص٥٤٥
جاه و رياست درين امر بىاختيارم « 1 » . خدمت مولانا محمد قاضى « 2 » نوشته‌اند كه حضرت ايشان مىفرمودند بعد از آنكه خبر فوت ميرزا سلطان ابو سعيد رسيد در راهى خواجه مولانا پيش آمد روى به طرف ما ناكرده گفت خواجه سلام عليك و مطلقا توقف نكرد و اسب خود را تيز راند و حال آنكه پيش روز اين خبر در راهى پيش آمده بود مقدار نيم شرعى همراه « 3 » ما بازگشت به تشويش او را برگردانيديم امروز معلوم شد كه در فكر كاريست بعد از چند روز ظاهر شد كه خواجه مولانا به امراء اتفاق كرده‌اند كه ديگر به خانه ما نيايند و سخن ما نشنوند و اعتبارى نگيرند و فرموده كه من فتوى مىدهم كه همه اموال خواجه را مىتوانيد گرفت درين اتفاق امير « 4 » عبد العلى ترخان حاضر نبوده و در آخر مجلس رسيده ، امير درويش محمد ترخان گفته ما اتفاقى « 5 » كرده‌ايم شما حاضر نبوديد مىبايد كه شما نيز متفق باشيد ، امير عبد العلى گفته در مجموع امور تابع شمايم ، شما برادر كلانيد هرچه شما برآنيد من نيز برآنم ، بعد از آن پرسيده « 6 » كه شما در چه امر اتفاق كرده‌ايد ، امير درويش محمد قصه « 7 » تدبير خواجه مولانا را و اتفاق امرا ، بوى شرح كرده است ، امير عبد العلى سر در پيش انداخته تأمل كرده بعد از زمانى سر برآورده و گفته كه شما درين امر غلط كرده‌ايد ، زيرا كه اين عزيز باعتبار « 8 » ما و شما معتبر نشده است بلكه باعتبار معتبر حقيقى كه حق است سبحانه معتبر گشته ، فردا بضرب سيلى او همه پست خواهيم « 9 » شد و غير « 10 » خجالت و شرمندگى چيزى نخواهد بود ، دانسته باشيد كه من بارى درين امر با شما متفق نيستم و ازين مخالفت هر مكروهى كه به من
هامش
( 1 ) - مى : بىاختيارم در اين امر ( 2 ) - مى : قاضى عليه‌الرحمه ( 3 ) - مى ، چپ : همراه ما برگشت مج : همراه ما گشت ( 4 ) - مج : چپ : مير عبد العلى ( 5 ) - مى : ما اتفاق مىكرديم ( 6 ) - مىپرسيد : كه ، مج : گفته كه ( 7 ) - مج : قضيه تدبير ( 8 ) - مج : به اختيار ( 9 ) - مج : خواهيد ماند ( و غير خجالت و شرمندگى چيزى نخواهد بود ) افتاده ( 10 ) - مى ، چپ : و غير شرمندگى و خجالت چيزى .