ذكر جهر مىگفته وى نبيره شيخ خداىقلى است و وى فرزند شيخ « 1 » ابو الحسن عشقى كه در زمان حضرت خواجه بهاء الدين قدس اللّه « 2 » تعالى سره ، شيخ و سر حلقه سلسله خلويه « 3 » بوده ، روزى حضرت ايشان در صحرائى مىگذشتهاند ديدهاند كه جمعى مزارعان خرمنى را جك « 4 » مىزنند و كاه از دانه جدا مىكنند ، پرسيدهاند « 5 » كه اين خرمن كيست ، ؟ گفتهاند از آن شيخزاده الياس ، حضرت ايشان از « 6 » اسب فروده آمدهاند و جك را گرفته قدرى كاه از دانه جدا كردهاند ، بعد از آن سوار شدهاند و رفتهاند ، اين خبر به شيخزاده رسيده بهغايت متأثر شده گفته است كه خواجه خرمن ما را بباد دادند و در آن اثنا از وى بىادبى صادر شده و سلسله وى درهم درشكسته .
خدمت مولانا محمد قاضى عليهالرحمه « 7 » نوشتهاند كه مولانا شيخ محمد كشى به شيخزاده الياس متعرض بوده به جهت آنكه شيخزاده ذكر جهر مىگفته و ميان ايشان سخن دور و دراز شده جمعى از تركان ولايتكش كه مريد شيخزاده بودهاند ، بمولانا شيخ محمد در مقام خصومت شدهاند و بيم آن بود كه مولانا شيخ محمد را ضايع سازند ، حضرت ايشان به جهت آنكه ناگاه ضررى از آن تركان به مولانا شيخ محمد نرسد فىالجمله « 8 » بجانب مولانا شيخ محمد اظهار ميلى فرمودهاند ، غرض جز اين نبوده كه ضرر ايشان به مولانا شيخ محمد نرسد ، جمعى اين معنى را به شيخزاده به نوعى « 9 » ديگر نمودهاند و چنان فهم كرده بودهاند كه مگر حضرت ايشان را به شيخزاده نقار خاطر است شيخزاده بىتامل براى امير درويش محمد ترخان كتابتى نوشته و
هامش
( 1 ) - چپ : و وى مريد شيخ ابو الحسن ، نسخه بدل چپ : و وى فرزند شيخ ابو الحسن
( 2 ) - مى ، چپ : قدس سره
( 3 ) - مج : خلوه يه ، مى ، چپ : سلسله عشقيه بوده
( 4 ) - مى ، چپ : چك مىزنند
( 5 ) - مج : ( پرسيدهاند كه اين خرمن كيست گفتهاند از آن شيخزاده الياس ) افتاده
( 6 ) - مج : از اسب پياده شدهاند و پاره ايشان نيز بحل كردن خرمن مشغولى نمودهاند بعد از آن سوار شده رفتهاند
( 7 ) - بر : ( عليهالرحمه ) ندارد
( 8 ) - مى : ( بجانب ) ندارد مج : فى الحال بجانب مولانا
( 9 ) - مج ، چپ : شيخزاده نوع ديگر .