تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رشحات عين الحيات ( فارسي ) — صفحة 543

مساهمون:

ص٥٤٣
تعرضات به حضرت ايشان كرده و گفته كه دين و ملت را چه سستى آمده كه شيخى كه بيع و شرى و دهقانى و زراعت وى نه بر قانون شريعت راست است در باطن شمايان او را اين همه وقع باشد و سخن او را در شمايان « 1 » اين همه نفاذ بود ، از آنجا كه عقيده امير درويش محمد « 2 » ترخان به ملازمان حضرت ايشان بوده ، نتوانسته كه آن كتابت را پنهان كند ، پيش حضرت ايشان آورده ، روزى اين فقير در ملازمت آن حضرت « 3 » بودم فرمودند كتابت شيخ الياس را ديدى كه چه « 4 » نوشته به نسبت ما ؟ و آنچه « 5 » نوشته بود گفتند و در اثناى گفتن تند شدند و فرمودند اى « 6 » شيخ‌زاده فقير از آن روزى كه من ظاهر شده‌ام چندان شيخ و مولانا در زير پاى من چون مورچه سپرده شده‌اند كه حساب آن را خداى داند ، اين شيخ‌زاده فقير چه مىگويد وى شريعت مىدانسته و ما نمىدانسته‌ايم « 7 » ، به اندك فرصتى در لنگر شيخ‌زاده و با افتاده و بعضى فرزندان و كسان وى پيش وى مردند « 8 » و از عقب همه شيخ وفات يافت . از قاضى « 9 » ابو منصور تاشكندى منقول است كه گفته « 10 » در مبادى ظهور حضرت ايشان در تاشكند مشايخ بسيار بودند كه خلق را ارشاد مىنمودند و بتدريج همه پست و نابود شدند ، به‌واسطه حسد و عنادى كه « 11 » به حضرت ايشان مىورزيدند ، وقتى كه حضرت ايشان از باغستان به نيت اقامت به تاشكند آمدند و آغاز تصرف كردند در تاشكند شيخى بود كه مقتداى آن ديار بود و عالم بود بعلوم ظاهرى و علوم صوفيه
هامش
( 1 ) - مج : ( در شمايان ) ندارد ( 2 ) - مج : ( ترخان به ملازمان حضرت ايشان بوده نتوانسته كه آن كتابت را پنهان كند ) افتاده ( 3 ) - مج : ملازمت حضرت ايشان ( 4 ) - بر : كه نوشته است ( 5 ) - بر : و آنچه بود گفتند ( 6 ) - بر : اى شيخ‌زاده از آن‌روز باز كه من ( 7 ) - مج : و ما نمىدانستيم ، مى ، چپ : و ما ندانسته‌ايم ( 8 ) - بر : وى مرده‌اند ( 9 ) - مج : ( از قاضى ابو منصور تاشكندى منقول است ، تا آخر سطر 14 از صفحه 544 : ( چند كوچه در عقب دويدى و هرگز به التفاتى فائز نگشتى ) از نسخه مج افتاده ، در حدود سيزده سطر ( 10 ) - مى ، چپ : كه گفت ( 11 ) - مى ، چپ : كه نسبت به حضرت .
رشحات عين الحيات ( فارسي ) — صفحة 543 | على بن حسين واعظ كاشفى