تو كسان مرا لت كرده ايذاء « 1 » مىرسانى ، بارى « 2 » يقين دان كه من نيز طريق لت كردن را بسيار خوب مىدانم از آنروز بترس كه ما نيز به نسبت تو به اين طريق پيش آئيم و به تندى ايشان را اجازت دادند ، وقت نماز ديگر شده بود نماز گزاردند و تا بيگاه با هيچكس سخن نگفتند و هيچكس را مجال آن نبود كه با ايشان سخن گويد در همان هفته سيد احمد سارو « 3 » بيمار شد و مرض وى اشتداد يافت ، كس پيش ميرزا سلطان احمد فرستاد كه مرض من از حضرت ايشان است ، ايشان مرا غضب كردهاند ، بهواسطه بىادبى كه از من نسبت « 4 » به بعضى خادمان ايشان صادر شده ، ميرزا كرم نمايند مرا از حضرت ايشان درخواست فرمايند ، چند نوبت مير درويش امين كه از مقربان ميرزا و مخلصان حضرت ايشان بود از پيش ميرزا پيغام رسانيد و استدعاى التفات به نسبت سيد احمد كرد و از قبل وى استغفار نمود ، حضرت ايشان تغافل نمودند و اصلا التفات نفرمودند ، ميرزا الحاح و ابرام از حد گذرانيده فرمود سيد احمد كس كارآمدنى من است البته عنايت فرموده از جريمه وى درگذرند و عفو فرمايند « 5 » چون مبالغه « 6 » از حد گذشت ، حضرت ايشان فرمودند عجب كارى است كه ميرزا ، سيد احمد مرده را از من درخواست مىكند ، من عيسى مجرد نيستم كه مرده زنده توانم كرد ، بعد از آن فرمودند كه چون خاطر ميرزا اين مىخواهد كه ما او را عيادت كنيم و سوار شدند ، چون بدر ارك رسيدند تابوت سيد احمد پيش آمد از همانجا برگشتند نقل كردند كه ميرزا سلطان احمد به التماس حضرت ايشان تمغاى سمرقند را بخشيده بود ، بعد از مدتى باز تمغاچيان كه « 7 » در ايام سابق از آن ممر فوائد گرفته بودند ، اتفاق كرده در مقام وضع تمغا شدهاند و ايشان دوازده تن بودهاند كه به حيلهها و مكرها ميرزا را بازى دادهاند و امرا را رشوهها
هامش
( 1 ) - مج : ايذاء رسانيدى
( 2 ) - مى : ( بارى ) ندارد
( 3 ) - مى ، مج ؛ چپ : سارد ، در حاشيه نسخه مىنوشته شده : بسين مهمله ، راى مهمله ميان الف و دال ، ولى نسخه بر همه جا سارو با و او است
( 4 ) - بر : از من به بعضى
( 5 ) - چپ : عفو نمايند
( 6 ) - بر :
مبالغه ميرزا از
( 7 ) - بر : كه از آن ممر فوائد گرفته بودند .