تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رشحات عين الحيات ( فارسي ) — صفحة 534

مساهمون:

ص٥٣٤
مصراع ، با توكل زانوى اشتر ببند ، فقير پيش « 1 » ميرزا رفتم و عرض كردم ايشان نيز بضبط لشكر خود پرداخته متوجه حضرت ايشان بودند ، بعد از زمانى مديد لشكرها به تمامى در مقابله يكديگر صف كشيدند غير جيبه ديگر مجموع سلاحها بر خود راست كرده بودند ، حضرت ايشان با اصحاب و موالى خود در ميان آن دو لشكر بودند و در نصب كردن شاميانه گفت‌وشنود بسيار واقع مىشد هر فريقى مىگفتند به آن طرف نزديك است ، اين نزاع به طول انجاميد تا كه حضرت ايشان وضوء نماز پيشين در ميان دو لشكر ساختند بعد از آن به فقير گفتند ، پيش سلطان احمد ميرزا رفته بگوى كه من يك كسم و ضعف پيرى نيز مرا دريافته است اين مجموع آلات حرب شما را بر پشت خود برداشته‌ام كه شمايان درهم نمىافتيد ، نهايت قوت همين باشد ديگر طاقت نماند ، اگر بما اعتقادى داريد گذاريد تا شاميانه را هرجا كه خواهند « 2 » نصب كنند چون پيغام حضرت ايشان را رسانيدم ميرزا سلطان احمد فرمودند كه گذاريد تا هرجا كه آن مردم خواهند شاميانه زنند كه مرا اعتماد جز « 3 » بر حضرت ايشان نيست ، شاميانه را در جاى معين زدند ميرزا سلطان احمد با جمعى از خواص خود مقدارى معين آمدند و در يك « 4 » شاميانه نشستند بعد از آن حضرت ايشان رفتند و سلطان محمود خان و ميرزا عمر « 5 » شيخ را آوردند ، ايشان نيز با جمعى معين همان مقدار مردم سلطان « 6 » احمد ميرزا آمدند چون نزديك شاميانه رسيدند فرود آمدند ، ميرزا « 7 » سلطان احمد از تك شاميانه با خواص خود باستقبال پيشتر آمدند ، حضرت ايشان اول سلطان محمود خان را پيش آوردند و بميرزا سلطان احمد معانقه فرمودند و ايشان يكديگر را كنار گرفتند بعد از آن ميرزا عمر شيخ را پيش آوردند ، ميرزا عمر شيخ دست برادر را گرفته و در روى
هامش
( 1 ) - مى : فقير نزد ميرزا ( 2 ) - مى ، چپ : كه خواهند بزنند ( 3 ) - مج : ( جز ) افتاده ( 4 ) - مج : در يك چادر شاميانه ( 5 ) - مج : و عمر شيخ ميرزا را ( 6 ) - مج ، چپ : ميرزا سلطان احمد آمدند ( 7 ) - مج : ( ميرزا سلطان احمد از تك شاميانه با خواص خود باستقبال پيشتر آمدند ) افتاده .