تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رشحات عين الحيات ( فارسي ) — صفحة 531

مساهمون:

ص٥٣١

قصه صلح دادن حضرت « 1 » ايشان سه « 2 » پادشاه مخالف « 3 » را در يك معركه

آثار تسخير نفوس سلاطين از حضرت ايشان به‌غايت ظاهر بود وقتى كه از تصرفات خود حكايت مىكردند ، مىفرمودند كه اگر ما شيخى مىكرديم درين روزگار هيچ شيخى « 4 » مريد نمىيافت ليكن ما را كار ديگر فرموده‌اند كه مسلمانان را از شر ظلمه نگاهداريم ، به‌واسطه اين « 5 » به پادشاهان بايست اختلاط كردن و نفوس ايشان را مسخر گردانيدن بتوسط اين عمل مقصود مسلمين برآوردن . مىفرمودند كه حق سبحانه به محض عنايت « 6 » قوتى كرامت كرده است كه اگر خواهيم « 7 » به يك رقعه پادشاه خطاى را كه دعوى الوهيت مىكند چنان سازم كه ترك سلطنت « 8 » كرده پاى برهنه از خطاى در خار و خاشاك دويده خود را به آستان مىرساند اما به اين همه قوت منتظر فرمان خداوندىام هر وقت كه خواهد و فرمان الهى دررسد بوجود خواهد آمد اين مقام را ادب لازم است و ادب آنست كه خود را تابع ارادت حق سبحانه سازد نه حق را تابع ارادت خود روزى در قريه ماتريد مشاهده افتاد كه ميرزا سلطان احمد به ملازمت حضرت ايشان آمده بود و پيش ايشان از دور به دو زانوى « 9 » نشسته آن حضرت يك زانوى مبارك برآورده بودند و سخنان مىفرمودند و بوى التفات مىنمودند و از هيبت و دهشت مجلس حضرت « 10 » ايشان گوشت شانه وى مىلرزيد و قطرات عرق از جبين وى مىچكيد و آثار « 11 » تسخير از آن تأثر و تأثير « 12 » به‌غايت واضح و لايح بود و مصداق اين مقال
هامش
( 1 ) - مج : ( حضرت ) ندارد ( 2 ) - مى : ( سه ) افتاده ( 3 ) - مج : ( مخالف را ) ندارد ( 4 ) - بر : هيچ شيخ مريد ( 5 ) - مج : ( اين به ) ندارد ( 6 ) - مج : عنايت خود كرامتى كرده است ( 7 ) - بر : اگر خواهم پادشاه خطا را كه دعوى الوهيت مىكند به يك رقعه چنان سازم ( 8 ) - مج : ( ترك سلطنت كرده ) ندارد ( 9 ) - مج : به دو زانو نشسته ( 10 ) - مج : مجلس ايشان ( 11 ) - چپ : و آيات تسخير ( 12 ) - مج : ( و تاثير ) ندارد .