و قصد محاصره « 1 » سمرقند به حضرت ايشان رسيده است اين رقعه به ميرزا سلطان محمود نوشتهاند « 2 » كه :
رقعه : بعد از رفع نياز عرضه داشت اين فقير به ملازمان حضرت مخدومزاده خود آنكه سمرقند را بلده محفوظه اكابر گفتهاند و نوشته قصد سمرقند از خدمت شما مناسب نمىنمايد ، حق سبحانه « 3 » به اين نفرموده است ، شريعت محمد رسول اللّه صلى اللّه عليه و سلم اينچنين نيست تيغ بر « 4 » روى برادر خود كشيدن چه مناسب از ملازمان حضرت شما است ، اين فقير از غايت هواخواهى نسبت به خدمت شما وظيفه خدمتكارى پيش برده درخواست بسيار كردم در حيز « 5 » قبول نيفتاد به سخن مردم قصد اين ولايت كردن خدمت اين فقير را قبول نكردن عجب مىنمايد حال آنكه من خدمت شما مىكنم و مردم هواى خود پيش مىبرند در سمرقند مردم عزيز بسيارند فقرا و مساكين بسيارند ايشان را بيش از اين به شك آوردن مناسب نيست مبادا دلى درد كند تا دل دردمند چه كند ، صلحا و مؤمنان كه تنگدل « 6 » شوند ببايد ترسيد ملتمس اين فقير را كه در خدمت بىغرض است خالصا لوجهه « 7 » سبحانه قبول كنيد بمدد هم ديگر آن كنيد كه حق سبحانه به آن راضى باشد ، همه يكدل و يكجهت شده كارها را كه در « 8 » مقام نقص است تمام گردانيد حق سبحانه را بندگان هستند كه حق سبحانه از كمال عنايت كه به ايشان دارد قصد و محاربه را با ايشان قصد و محاربه و جفا با خود گفته است در صحاح احاديث اين معنى « 9 » مقرر شده است : « 10 »
به پيش چشم چو خاكسترم ميا گستاخ * كه هست در تك او « 11 » آتشى و دريائى
هامش
( 1 ) - مى : چپ : و قصه محاصره سمرقند مج : و قصد محاربه سمرقند
( 2 ) - مج : نوشتهاند كه : رشحه : بعد از ، چپ : نوشتهاند كه : نقل رقعه و در ذيل رشحه است ، رشحه ، بعد از .
( 3 ) - مج :
حق سبحانه و تعالى
( 4 ) - بر : در روى
( 5 ) - بر : در حد قبول ، مج : درجه قبول
( 6 ) - مج :
دل تنگ شوند
( 7 ) - بر : نسخه بدل چپ : خالصا لوجه اللّه قبول
( 8 ) - بر : ( در ) ندارد
( 9 ) - مج : اين مقرر شده است
( 10 ) - چپ : است : بيت : مج : است ، شعر
( 11 ) - مى :
( او ) افتاده .