تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رشحات عين الحيات ( فارسي ) — صفحة 526

مساهمون:

ص٥٢٦
منسوب نيست آيت : « 1 »
وَ ما رَمَيْتَ إِذْ رَمَيْتَ وَ لكِنَّ اللَّهَ رَمى
و كريمه
فَلَمْ تَقْتُلُوهُمْ وَ لكِنَّ اللَّهَ قَتَلَهُمْ
مبنى بر از اين معنى است و اگرنه چنين بودى نسبت به انبيا « 2 » مشكل مىشد كه عالمى را به تسليط قوت قاهره برهم زدند مثل نوح و هود عليهما السلام كه قوم خود را به آب و باد هلاك ساختند . رشحه : مىفرمودند كه آنچه حضرت « 3 » شيخ محى الدين بن العربى قدس اللّه « 4 » تعالى سره در فتوحات فرموده‌اند كه عارف را همت نيست ، معنى وى اينست كه ممكن ، نظر به حقيقت و ذات خود هيچ ندارد ، آنچه از اوصاف كمال ، او را حاصل است مثل علم و قدرت و قوت و ارادت همه عاريتى است و حق واجب سبحانه ، پس عارف حد خود دانسته « 5 » در مقام فقر حقيقى كه نيستى محض است ، مىباشد چنانچه مقتضاى ذات او است و باوصاف عاريتى ظاهر نمىشود ليكن جمعى كه از هواجس و وساوس نفسانى و شيطانى بسبب كمال عنايت و محض موهبت الهى باز رسته‌اند بايد كه باطن خود را تابع ارادت و مشيت حق سبحانه گردانند ، يعنى « 6 » صورتى كه اين طايفه ملهم شوند به تسليط همت « 7 » بر اندفاع و هلاك ظالمين و تخليص مسلمين از اشرار بايد كه همت معروف دارند و خاطر به تمام « 8 » بر دفع و رفع اعدا گمارند .

قصه « 9 » آمدن ميرزا سلطان محمود به محاصره سمرقند و مغلوب و مقهور « 10 » برگشتن

چون خبر توجه سلطان « 11 » محمود ميرزا به محاربه برادر خود سلطان احمد ميرزا
هامش
( 1 ) - مى : چپ : آيت كريمه ( 2 ) - مج : بانبياء عليه السلام مشكل ( 3 ) - مى : ( حضرت ) ندارد ( 4 ) - چپ : قدس سره ( 5 ) - چپ : حد خود ندانسته ( 6 ) - مى ، چپ : يعنى در صورتى كه ( 7 ) - مج : ( همت بر اندفاع و هلاك ظالمين و تخليص مسلمين از اشرار بايد كه ) افتاده ( 8 ) - بر : خاطر به تمامى بر ( 9 ) - مج : قضيه ( 10 ) - مج : و مقهور گشتن ( 11 ) - چپ : خبر توجه ميرزا سلطان به محاربه .
رشحات عين الحيات ( فارسي ) — صفحة 526 | على بن حسين واعظ كاشفى