بسته است مىفرمودند كه در يكى از رسائل شيخ خاوند طهور است اين بيت كه :
ما را خواهى ، همى حديث ما كن * خو ، با ما كن ، ز غير ما ، خو ، وا كن « 1 »
وقتىكه بطريق توجه بوجه خاص « 2 » اشارت مىكردند اين بيت خواندند كه : « 3 »
آن دارد آن نگار كه آنست هرچه هست * آن را طلب كنيد حريفان كه آن كجاست .
در بيان اين معنى كه بعد صورى مر ، اهل رابطه را مانع قرب معنوى نيست مىخواند كه : « 4 »
گمان مبر كه برفتم و مهرت از دل رفت * به خاك پاى عزيزت كه همچنان باقى است
رشحه : در بيان غناى ذاتى حق و عجز خلق از ادراك حقيقت او ، مىخواندند : « 4 »
دلال غمش رغبت جانبازان ديد * زد نعره و فرياد كه صد جان بجوى
رشحه : در بيان اين معنى كه اهل ظاهر از حقيقت عشق « 5 » بىخبرند مىخواندند - : « 4 »
عشق را بو حنيفه درس نگفت * شافعى را در او « 6 » روايت نيست « 7 »
هامش
( 1 ) - حاشيه مى : چپ : اين بيت اول است از رباعى سخا ( مى : شاه سخا ) و بيت دومش اينست :ما زيبائيم كار ما زيبا كن * با ما به دو دل مباش دل يكتا كنمنه رحمه اللّه ، از نسخه مى بيشتر اين بيت در اثر صحافى بريده شده است
( 2 ) - مج : ( خاص ) ندارد
( 3 ) - مج ، چپ : كه بيت
( 4 ) - چپ : كه بيت ، مج : كه شعر
( 5 ) - مج : ( عشق ) ندارد
( 6 ) - مى : را در آن
( 7 ) - مى ، نسخه بدل چپ :بوالعجب صورتيست صورت عشق * چار مصحف در و يك آيت نيست