در واقع نهايت فنا و نيستى مىنمايد زيرا كه گرفتار حضور و مشاهده نيز گرفتار غير است .
رشحه : مىفرمودند كه شهود را دو معنى است ، يكى شهود ذات مقدس معرا از ظهور در لباس مظاهر ، و شهود « 1 » ديگر آنست كه آن ذات مقدس را از پرده مظاهر مشاهده كند بىوصف همگى بلكه بنعت يكى و يگانگى و اين شهود را صوفيه قدس اللّه « 2 » تعالى ارواحهم شهود احديت در كثرت مىنامند و حضرت رسول « 3 » صلى اللّه عليه و سلم بعد از بعثت در اين شهود بودند « 4 » .
رشحه : مىفرمودند عجب دارم از كسى كه گفته است ، منگر كه ، كه مىگويد ، بنگر كه چه مىگويد ، بايستى چنين گفتى كه منگر كه چه مىگويد ، بنگر كه كه مىگويد يعنى « 5 » قايل و متكلم از پرده مظاهر حق است سبحانه .
رشحه : مىفرمودند كه حق سبحانه عنايت فرموده چيزى چند از صفات به بنده نسبت كرده و او را به آن منسوب ساخته و وعد و وعيد را بر آن متفرع گردانيده و كمال بنده جز در آن نيست كه غايت سعى بجا آورده همگى و تمامى خود را در سلوك طريقه مستقيم « 6 » صرف كرده « 7 » خود را بجاى رساند كه داند كه آنچه او را از حق سبحانه به آن منسوب ساخته از آن او نيست ، درويشى همين است ليكن مردم آن را دور و دراز گردانيدهاند .
رشحه : « 8 » روزى يكى از اعزه در مجلس از حضرت ايشان پرسيدند كه اكابر صوفيه قدس اللّه « 2 » تعالى ارواحهم گفتهاند كه وجودى غير وجود حق سبحانه « 9 » و هستى مطلق موجود نيست و ظاهر از پرده مظاهر يكى است ، بنابراين تحقيق مخالفت و
هامش
( 1 ) - بر : و شهودى ديگر
( 2 ) - چپ : قدس اللّه ارواحهم
( 3 ) - مى : و حضرت رسالت صلى اللّه عليه و سلم ، مج : حضرت صلى اللّه عليه و سلم
( 4 ) - مى : بودهاند
( 5 ) - مج : ( يعنى قايل و متكلم از پرده مظاهر حق است سبحانه ) افتاده
( 6 ) - مى ، چپ : طريقه مستقيمه صرف
( 7 ) - مج : ( صرف ) ندارد
( 8 ) - مج : ( رشحه ) ندارد
( 9 ) - مى ، چپ : ( سبحانه ) ندارد .