ويسه و رامين تو هم ذات تست * وين برونيها « 1 » همه آفات تست
رشحه : در بيان سر معيت و منع ذكر جهر مىخواندند :
كار نادان كوتهانديش است * ياد كرد كسى كه در پيش است
رشحه : « 2 » در بيان كسب و له « 3 » و شوق و اضطراب مىخواندند :
آب « 4 » كم جو تشنگى آور بدست * تا بجوشد آبت از بالا و پست
هم درين معنى مىخواندند كه :
تشنه نخفتيد « 5 » مگر اندكى * تشنه كجا خواب گران از كجا
چونكه بخفتيد بخواب آب ديد * يا لب جو يا كه سبو يا سقا
رشحه : در بيان غلبات شوق و محبت اين طايفه مىخواندند كه :
از عطش گر در قدح آبى خورند * در درون آب حق را ناظرند
رشحه : بعد از بيان اين معنى كه يك حقيقت است ظاهر در لباس مظاهر اين ابيات از مثنوى خواندند : « 6 »
گر گشايم بحث « 7 » اين را من بساز * تا سؤال و تا جواب آيد دراز
ذوق نكته عشق از من مىرود * نقش خدمت نقش ديگر مىشود
بس كنم خود زيركان را اين بس است * بانك دو كردم اگر در ده كس است
هامش
( 1 ) - مى : وين برو پنهان همه
( 2 ) - مج : ( رشحه ) ندارد
( 3 ) - مى ، چپ : كسب ولوله و
( 4 ) - مى :( آب كم جو تشنگى آور بدست * - تا بجوشد آيت از بالا و پستهم درين معنى مىخواندند كه ) در متن نيست ولى در حاشيه بوده در اثر صحافى محو شده ، مج : مصراع( آب كم جو تشنگى آور بدست )افتاده
( 5 ) - مى : تشنه مخفتيد مگر
( 6 ) - مى : خواندند كه مثنوى ، چپ : خواندند ، ابيات
( 7 ) - مى : مج : بخت اين .