تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رشحات عين الحيات ( فارسي ) — صفحة 513

مساهمون:

ص٥١٣
يعنى در اين جهان كه محل حوادث است * در محنت وجود تو آورده‌اى مرا
رشحه : « 1 » وقتىكه در بيان طريقه رابطه مىكردند اين ابيات مثنوى خواندند كه « 2 » :

مثنوى

آن يكى را روى او شد سوى دوست * وان يكى را روى او خود روى او است روى هريك مىنگر مىدار پاس * بو كه گردى تو ز خدمت روشناس در ميان جان ايشان خانه گير * در فلك خانه كند بدر منير
رشحه : « 3 » در بيان اين معنى كه حكم غالب دارد مىخواندند كه :

مثنوى

اى برادر تو همين انديشهء * ما بقى تو استخوان و ريشهء گر گل است انديشه تو گلشنى * ور بود خارى تو هيمه گلخنى
رشحه : در تنبيه بر حدت نظر و نكته فراست مىخواندند :
آدمى ديد است باقى پوست است * ديد آن باشد كه ديد دوست است
رشحه : « 4 » وقتىكه بيان سر معيت مىكردند مىخواندند : « 5 »
همچو نابينا مبر هر سوى دست * با تو در زير گليم است آنچه هست يار تو خورجين تست و كيسه‌ات * ور تو ، رامينى ، مجو جز ويسه‌ات
هامش
( 1 ) - مج : ( رشحه ) ندارد ( 2 ) - مى : مىخواندند كه شعر - چپ : خواندند كه ابيات ( 3 ) - مج : ( رشحه ) ندارد ( 4 ) - مج : ( رشحه ) ندارد ( 5 ) - مى : مىخواندند : مثنوى ، مج : خواندند كه بيت ، چپ : مىخواندند ، ابيات .
رشحات عين الحيات ( فارسي ) — صفحة 513 | على بن حسين واعظ كاشفى