منازعت اهل اسلام با اهل كفر از براى چيست ؟ حضرت ايشان به اين دو بيت مثنوى جواب آن « 1 » عزيز گفتند :
چونكه بىرنگى اسير رنگ شد * موسئى با موسئى در جنگ شد
چون به بىرنگى رسى كان داشتى * موسى « 2 » و فرعون دارند آشتى
رشحه : مىفرمودند كه واقفان سر قدر مستريحند يعنى بعد از علم به اين معنى كه مجموع معدومند و ظاهر بصور مجموع او است بياسودند همچو « 3 » آبى كه در انهار و جداول است ، « 4 » بعد از آنكه دانست كه « 5 » از انبساط بحر محيط است او را لذتى و ذوقى به رسيدن باصل خود كه محيط است حاصل شد و در راحت افتاد . « 6 »
چون بدانستى كه ظل كيستى * فارغى گر مردى و گر زيستى
پوشيده نماند كه غير از اين كلمات قدسيه و انفاس نفيسه كه مذكور شد بسى حقايق و معارف بلند و دقايق و لطائف ارجمند از حضرت ايشان در خلال احوال استماع افتاد و بهواسطه قصور قوت حافظه و ظهور امور مانعه ضبط عبارات و استعارات آن حضرت دست نداد اما « 7 » بعضى ابيات و اشعار كه در اثناى معارف لطائف شعار بر زبان مبارك ايشان مىگذشت بر لوح ضمير مرتسم « 8 » و در آئينه خاطر منقش مىگشت و آن اينست :
رشحه : وقتى كه خواجه محمد يحيى را عليهالرحمه « 9 » بعلو همت امر مىفرمودند
هامش
( 1 ) - مج : جواب ايشان گفتند كه مثنوى ، مى : جواب آن گفتهاند كه مثنوى ، چپ : جواب آن عزيز گفتند كه ابيات
( 2 ) - مج : ( موسى و فرعون دارند آشتى ، رشحه ، مىفرمودند كه واقفان سر ) افتاده است
( 3 ) - مى ، چپ : همچون
( 4 ) - مى : است يعنى بعد از
( 5 ) - بر : ( كه ) ندارد
( 6 ) - مى : افتاد ، مثنوى ، مج ، چپ : افتاد ، بيت
( 7 ) - مج : اما چون بعضى
( 8 ) - مى : مرتسم مىشد و در
( 9 ) - مى ، مج : ( عليهالرحمه ) ندارد .