و معراج معنوى نيز « 1 » دو است ، اول انتقال كردن از صفات « 2 » ذميمه به صفات حميده ، دوم انتقال كردن از ما سوى به حق سبحانه .
رشحه : مىفرمودند كه سير بر دو نوع است : سير مستطيل و سير مستدير ، سير مستطيل بعد در بعد است و سير مستدير ، قرب در قرب « 3 » سير مستطيل مقصود را از خارج دايره خود طلبيدن است و سير مستدير گرد دل خود گشتن و مقصود خود را جستن .
رشحه : مىفرمودند كه علم دواست ، علم وراثت و علم لدنى ، علم وراثت آنست كه مسبوق بعملى باشد چنانچه حضرت رسول « 4 » صلى اللّه عليه و سلم فرموده است :
من « 5 » عمل بما علم ورثه الله علم ما لم يعلم ، و علم لدنى آنست كه مسبوق بعملى نباشد بلكه بىسابقه عملى حق سبحانه « 6 » بمحض عنايت بىعلت بعملى خاص از نزد خود ، بنده را مشرف گرداند ، كما قال سبحانه :
وَ
« 7 »
عَلَّمْناهُ مِنْ لَدُنَّا عِلْماً
و فرمودند كه اجر نيز دواست ، اجر ممنون و اجر غير ممنون ، اجر ممنون « 8 » آنست كه در مقابله « 9 » هيچ عملى نباشد بلكه محض موهبت بود ، و اجر غير ممنون آنكه در مقابله عملى باشد .
رشحه : مىفرمودند « 10 » فرق است ميان عالم و عارف مثلا كسى « 11 » علم بمسائل نحوى دارد كه عبارت « 12 » از قواعد كليه است كه فاعل مرفوع « 13 » و مفعول منصوب است وى را عالم بعلم نحو گويند نه عارف ، اما عارف بعلم نحو « 14 » آن زمان گويند كه هر يكى
هامش
( 1 ) - مى ، چپ : نيز دو نوع است
( 2 ) - بر : از صفت ذميمه
( 3 ) - مج : قرب در قرب است
( 4 ) - مى : حضرت پيغمبر عليه السلام فرموده است
( 5 ) - بر : من عمل بما علم ورثه اللّه علم ما يعلم چپ : لمن عمل بما علم ورثه اللّه ما لم يعلم و
( 6 ) - مج : ( بمحض عنايت بىعلت بعلمى خاص از نزد خود بنده را مشرف گرداند كما قال سبحانه ) افتاده است
( 7 ) - بر : و آتيناه من لدنا علما
( 8 ) - مج : ( اجر ممنون ) ندارد
( 9 ) - مى : كه در مقابل
( 10 ) - مى ، مج : مىفرمودند كه
( 11 ) - مى : كسى كه
( 12 ) - مج : ( عبارت ) ندارد
( 13 ) - مى ، چپ : كه فاعل مرفوعست و مفعول منصوب وى را
( 14 ) - بر : بعلم نحو گويند آن زمان كه هر يكى .