رشحه : مىفرمودند كه ارواح انسانيه « 1 » در جوار قدس هميشه در مشاهده بودند « 2 » چون « 3 » به اين عالمشان آوردند و محبوس قفس ناسوتى گردانيدند بهواسطه تعلق با بدان مشغول محتاج اليه ابدان شدند از مسكن و ملبس و مطعم و غير آن و بعضى را باوجود اين شغل اضطراب و ميل رسيدن بمقر اصلى خود غالب آمده و تمتعات بهيمى و مستلذات طبيعى مانع توجه ايشان بمقر اصلى نشد ، از كجا معلوم كه مقصود از وجود انسانى حصول اين اضطراب نيست ، اگرچه مقصود را مردم نوع ديگر بيان كردهاند .
رشحه : مىفرمودند عبادت عبارت از آنست كه باوامر عمل نمايند و از نواهى اجتناب كنند و عبودت عبارت از دوام توجه و اقبال است « 4 » بجناب حق سبحانه و « 5 » فرمودند كه در بعضى كتابها فرق ميان عبادت و عبودت چنين كردهاند كه عبادت اداى وظايف بندگى است بموجب شريعت و عبودت حضور و آگاهى دل است بر نعت تعظيم . « 6 »
رشحه : مىفرمودند كه مقصود از خلقت انسانى تعبد است و خلاصه و زبده تعبد آگاهيست بجناب حق سبحانه در همه احوال بنعت « 7 » تضرع و خشوع .
رشحه : مىفرمودند كه شريعت است « 8 » و طريقت و حقيقت : شريعت اجراى احكام است بر ظاهر و طريقت تعمل و تكلف است در جمعيت باطن و حقيقت رسوخ است درين جمعيت .
رشحه : مىفرمودند كه معراج دو نوع است ، معراج صورى و معراج معنوى
هامش
( 1 ) - مج : ارواح انسانى
( 2 ) - بر : در مشاهده بودهاند
( 3 ) - مج : ( چون به اين عالمشان آوردند و محبوس قفس ناسوتى گردانيدند بهواسطه تعلق ) افتاده
( 4 ) - مج : توجه و اقبال حق سبحانه و
( 5 ) - مى ، چپ : ( و ) ندارد
( 6 ) - مى : بر نعت ( به رفعت ) هم خوانده مىشود ، چپ : بر لغت تعظيم
( 7 ) - چپ : به لغت تضرع و
( 8 ) - مج : ( است ) ندارد .