مرغكى و كرنجكى در خاطر دارم فرمودند كه مرغ را آريد « 1 » تا بينم كه فربه است يا لاغر ، شيخ محمد مرغها را آوردند حضرت يكيك را بدست مبارك خود گرفتند و ملاحظه كردند و فرمودند كه نيك است بعد از آن اصحاب را گفتند كه طعام خوريد و شب خواب كنيد و چون صبح شود پيش ما آييد پس برخاستند و رفتند و ما شب آنجا باشيديم و طعام خورديم و خواب كرديم و صبح باتفاق ياران به ملازمت ايشان رفتيم .
رشحه : مىفرمودند كه ذكر به مثابه تيشه است كه به آن خار خواطر را از راه دل مىزنند .
رشحه : مىفرمودند كه كار آنست كه استغراق در ذكر شود بر وجهى كه او را نه ذوق بهشت ماند و نه خوف دوزخ ، خواب و بيدارى وى را يكسان شود شيطان را خود چه زهره كه گرد اين بزرگوار گردد .
رشحه : مىفرمودند اگر سكوت در صحبت براى حفظ و آگاهى حق سبحانه باشد و ملاحظه آنكه لغوى گفته نشود آن صحبت بهشت است كه در « 2 » كريمه :
لا يَسْمَعُونَ فِيها لَغْواً *
اشارتى به چنين صحبت واقع است ، كسانى را كه دل گرفتار محبوب حقيقى شده است در همه حال دل ايشان به آن حضرت در مقام مكالمه و مناجات است .
رشحه : مىفرمودند كه نزد « 3 » محققان آنست كه حق سبحانه بههيچوجه مدرك و مفهوم نشود و طريق ادراك وى مسدود باشد و عقل كامل آنكه بههيچوجه از طلب ادراك وى نيارامد پس برين تقدير سكون و آرام از مقتضاى عقل نباشد « 4 »
دوست دارد دوست اين آشفتگى * كوشش بيهوده به از خفتگى
هامش
( 1 ) - مج : مرغ را بياريد
( 2 ) - مى : در آيه كريمه
( 3 ) - بر : كه نزد ارباب محققان حق سبحانه آنست كه بههيچوجه
( 4 ) - مى ، چپ : بيت .