رشحه : وقتىكه حضرت ايشان فقيرى « 1 » را بطريق رابطه اشارت فرمودند اين بيت خواندند كه : « 2 »
جاى كن در اندرونها خويش را * دور كن ادراك « 3 » غيرانديش را
پس فرمودند « 4 » كه يعنى دور كن ادراك « 5 » غير انديشه را كه در دل مردم جاى كنى يعنى به همگى خود متوجه آن باش كه خود را در دل مردم كه عبارت از مشايخ طريقت است جاى سازى چنانچه طريقه خواجگانست قدس اللّه « 6 » تعالى ارواحهم كه در هر نفس « 7 » پاسبانى بايد كرد تا چيزى واقع نشود كه سبب كراهت خاطر پير گردد تا به جائى رسد كه همه « 8 » مراد او مراد پير شود . و مراد پير مراد او ، و بسبب اين پاسبانى به سعادتى مشرف شود كه فوق آن متصور نيست و آن فنا فى اللّه است .
رشحه : فقيرى در مجالس صحبت ، بسيار در روى مبارك حضرت ايشان مىنگريست - روزى وى را مخاطب ساخته ، فرمودند كه شخصى در چهره مبارك حضرت « 9 » خواجه بهاء الدين قدس اللّه « 10 » تعالى سره بسيار ، مىنگريسته است حضرت خواجه « 11 » فرمودهاند كه :
بسيار در روى ما نظر مكن « 12 » تا دل بباد ندهى ، پس حضرت ايشان اين مصراع خواندند كه :
ديوانه شود هركه ببيند رخ ما
بعد از آن فرمودند كه « 13 » توجه مريد بايد كه در ميان دو ابروى پير باشد و پير را در مجموع
هامش
( 1 ) - بر : فقير را
( 2 ) - مى ، چپ : كه بيت
( 3 ) - مى : ادراك دورانديش را
( 4 ) - مج : ( فرمودند كه يعنى دور كن ادراك ) افتاده
( 5 ) - مى : ادراك غير اين انديشه را ، چپ : ادراك اين غيرانديش را
( 6 ) - چپ : قدس اللّه ارواحهم
( 7 ) - مى ، نسخه بدل چپ :
در هر نفسى
( 8 ) - مج : كه هميشه مراد او
( 9 ) - بر : حضرت ايشان خواجه بهاء الدين
( 10 ) - مج ؛ چپ : قدس سره
( 11 ) - بر : حضرت فرمودهاند
( 12 ) - بر : مكن كه دل
( 13 ) - مى : ( كه ) ندارد .