تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رشحات عين الحيات ( فارسي ) — صفحة 496

مساهمون:

ص٤٩٦
پس اين بيت خواندند كه : « 1 »
تو درافكن خويش قسم تو ز دوست * خواه ماتم باش خواهى سور باش
رشحه : مىفرمودند كه رجال غيب در هر « 2 » زمانى ملازمت صحبت كسى - مىكنند كه از صلحا كه عمل به عزيمت مىكند و از رخصت اجتناب مىنمايند ، اين طايفه از ارباب رخصت مىرمند ، بر رخصت عمل كردن كار ضعفا است ، طريقه خواجگان قدس اللّه « 3 » تعالى ارواحهم عزيمت است . رشحه : وقتى كه بطريق عزيمت و احتياط امر مىكردند فرمودند كه در لقمه و طعام احتياط كردن از لوازم است پزنده طعام بايد كه بر طهارت كامل باشد و از روى شعور و آگاهى هيزم در ديكدان نهد و آتش افروزد و هر طبخى كه بر سر آن غضبى « 4 » رفته بودى يا سخنان پريشان گذشته بودى ، حضرت خواجه بهاء الدين قدس اللّه « 5 » تعالى سره از آن طعام نمىخورده‌اند و مىگفته‌اند « 6 » كه اين طعام را ظلمتى است كه ما را خوردن آن روا نيست « 7 » حضرت ايشان در زمستان « 8 » به‌غايت سرد كه برف عظيم افتاده بود در ده تل كلاغان كه بر دو فرسنگى سمرقند است سحرى به طهارت ساختن « 9 » بيرون آمدند و از در مطبخ مىگذشتند در آن محل دو غلام طباخ ديكهاى بزرگ پرآب كرده آتش افروخته‌اند و آب گرم مىكردند از براى طهارت ساختن اصحاب و در اثناى آن خدمت با يكديگر سخنان روزمره مىگفتند ، حضرت ايشان ايستادند و غلامان را پيش « 10 » طلبيده قهر كردند و چوب طلبيدند كه لت « 11 » كنند و در آن عتاب و خطاب فرمودند كه اين‌قدر ندانستيد
هامش
( 1 ) - مى ، چپ : كه بيت : مج : كه شعر ( 2 ) - مى : ( هر ) ندارد ( 3 ) - چپ : قدس اللّه ارواحهم ، مج : قدس سره ( 4 ) - مى : در سر آن غضبى ، چپ : بر سر آن غضبى ، مج : و در هر طبقى طبخى بر سر آن غضبى ( 5 ) - مج ؛ چپ : قدس سره ( 6 ) - بر : و مىفرموده‌اند ( 7 ) - بر : نيست ، رشحه حضرت ( 8 ) - بر : در زمستانى كه هوا به‌غايت سرد بود و برف ( 9 ) - مى : طهارت كردن ( 10 ) - مى ، نسخه بدل چپ : پيش خود طلبيده ( 11 ) - مج : ( كه لت كنند ) افتاده .