دين و ملت برايشان از همه غمها زياده بوده است .
رشحه : مىفرمودند كه شيخ ابو عثمان « 1 » حيرى از شيخ خود ابو حفص حداد قدس سرهما « 2 » استجازه كرده « 3 » كه خلق را وعظ گويد و نصيحت كند شيخ فرمودند باعث برين داعيه چيست ، گفت شفقت بر خلق ، پرسيدند كه شفقت تا چه حد ، گفت اگر عوض همه عصات محمدى صلى اللّه عليه و سلم مرا به دوزخ برند راضيم كه ايشان خلاص شوند ، شيخ فرمودند اينچنين كس را مىرسد كه نصيحت خلق كند ، پس اجازت دادند و در پاى منبر نشستند و وى افتتاح « 4 » مجلس كرد در آن اثنا سائلى برخاست ، شيخ ابو عثمان فى الحال جبه از تن كشيد و بوى داد ، شيخ ابو حفص بانك بر شيخ « 5 » زدند ، كه انزل يا كذاب ، شيخ ابو عثمان سخن ناتمام كرده از منبر فرود آمد و نزد شيخ رفت و گفت از من چه كذب صادر شده شيخ فرمودند نگفته بودى كه باعث بر نصيحت و موعظت ، شفقت بر خلق است اگر ترا بر برادران مؤمن شفقت بودى توقف « 6 » كردى تا فضيلت احسان و ثواب آن ، يكى از ايشان را مىبود ، طريق آن بود كه صبر كنى اگر احسان « 7 » از كسى در وجود نيامدى و آن سائل محروم بماندى « 8 » بعد از آن تو بر آن خير اقدام نمودى « 9 » .
رشحه : روزى فقير كه راقم اين حروفم بخاطر گرفتم كه اگر وقتى از اوقات وعظ خواهم گفت بر زبان مبارك حضرت ايشان در آن باب سخنى گذرد و به اين نيت بمجلس آن حضرت درآمدم بعد از لحظه فرمودند كه شخصى پيش يكى از بزرگان دين رفت و گفت مىخواهم كه وعظ گويم بچه نيت گويم آن بزرگ وى را عجب جوانى گفته
هامش
( 1 ) - مى : شيخ عثمان حبرى ، مج : جيزى ، چپ : چيزى
( 2 ) - مى : قدس اللّه تعالى روحهما ، مج : قدس اللّه سرهما
( 3 ) - مى ، چپ : استخاره كرد كه
( 4 ) - چپ نسخه بدل :
افتتاح سخن كرد
( 5 ) - بر : بانك برو زدند كه ، مج ؛ چپ : بانك بر شيخ ابو عثمان زدند كه
( 6 ) - مى ؛ چپ : نسخه بدل : توقف بايستى كرد
( 7 ) - مى : اگر آن احسان از
( 8 ) - بر :
محروم گشتى
( 9 ) - بر : اقدام كردى .