سخنان حضرت ايشان از فقير پرسيدند كه پدر تو چهكاره است و چه نام دارد ، گفتم واعظ است و مولانا حسين نام دارد ، فرمودند كه من صفت وى شنيدهام ، مىگويند بسى فضائل و كمالات دارد و موعظه وى مقبول « 1 » خواص و عوام است ، پس فرمودند كه شهاب الدين سيرامى عليهالرحمه كه استاد شيخ زين الدين خوافى و مولانا « 2 » يعقوب چرخى قدس سرهما بودهاند ، بسمرقند آمدهاند و خواستهاند « 3 » كه در مسجد جامع وعظ گويند ، خدمت « 4 » مولانا محمد عطار سمرقندى كه از كبار طبقه خواجگانند و بكمال علم و تقوى و زهد و صلاح و ورع آراسته بودهاند « 5 » و نسبت قوى و لطافت تمام داشتهاند در آن مجلس حاضر بودهاند ، خدمت مولانا شهاب الدين در وقت برآمدن « 6 » بر منبر ، منبر پايه را بوسه دادهاند و به منبر بالا رفته ، خدمت مولانا محمد چون آن صورت مشاهده كردهاند فى الحال از آن « 7 » مجلس برخاستهاند و بيرون آمده ، مولانا شهاب الدين سخن ناگفته از منبر فرود آمدهاند و در عقب ايشان رفته و استفسار نموده كه از من چه بىادبى در « 8 » وجود آمد كه شما بيرون آمديد و در مجلس ننشستيد ، ايشان فرمودند كه ما على الدوام خاطر مشغول مىداريم و سعى و اهتمام مىنمائيم كه هيچ نوع بدعتى در ميان مردم نماند ، شما اين بدعت را از كجا آوردهايد كه حين برآمدن بمنبر ، پايه « 9 » منبر بوسه كنيد ، اين در كدام كتاب و سنت است و كدام « 10 » از ائمه سلف اين كردهاند از امثال شما مردم دانشمند كه اين امر واقع شود ، بودن ما در آن مجلس مصلحت نيست ، حضرت ايشان فرمودند كه مولانا محمد « 11 » عطار همه وقت در اتباع « 12 » سنن به
هامش
( 1 ) - مى : وى قبول
( 2 ) - بر : روى عبارت ( و مولانا يعقوب چرخى ) خط سياه كشيدهاند
( 3 ) - مى : و خواستند كه
( 4 ) - مج : حضرت مولانا محمد
( 5 ) - بر : آراسته بودند .
( 6 ) - مى ، چپ : و برآمدن بمنبر
( 7 ) - مى ، چپ : از مجلس
( 8 ) - مج : چه بىادبى واقع شده كه
( 9 ) - مى : پايه منبر را بوسه مىزنند ، مج : پايه را بوسه كنيد
( 10 ) - بر : و كدام ائمه
( 11 ) - مج : ( محمد عطار همه وقت در اتباع سنن به حد كمال مبالغ بودند و فرزند ايشان مولانا ) افتاده است
( 12 ) - مى ، چپ : در اتباع سنن و دفع بدع به حد كمال .