تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رشحات عين الحيات ( فارسي ) — صفحة 487

مساهمون:

ص٤٨٧
بوديم و اشعار حضرت « 1 » سيد قاسم قدس سره شهرت يافته بود بعضى جوانان نورسيده امثال آن اشعار توحيدآميز مىگفتند ظاهر آن بود كه حقايق و معارف باطنى حضرت سيد « 2 » بود كه منتشر شده از بواطن آن جوانان ، بىاختيار ايشان سر مىزد ، اگرچه آن سخنان حسب الحال ايشان نبود ليكن چون استعداد ايشان قبول مظهريت آن حقايق « 3 » و معارف كرده بود به اين سبب ايشان از ساير ابناى جنس امتياز تمام داشتند . رشحه : مىفرمودند « 4 » از پيرى كه در هرى بيرون دروازه ملك ، « 5 » كله‌پوش مىدوخت يك‌دو سخن آشنا شنيدم كه از آن بوى مذاق اين طايفه مىآيد ديگر نسبت بوى رعايت ادب چنان كردم كه در هيچ راهى و با زارى قدم من از قدم وى پيش نرفت به جهت عزت آن دو سخن . رشحه : مىفرمودند « 6 » اگر شنوم و دانم كه « 7 » در خطاى ، كافرى سخنان اين طايفه را به هنجار مىگويد مىروم و ملازمت وى مىكنم و منت مىدارم . رشحه : اول سخنى كه « 8 » در كرت « 9 » اولى از حضرت ايشان در قرشى استماع افتاد اين بود كه فقير « 10 » را مخاطب ساخته فرمودند « 11 » كه يكى از اكابر گفته است « 12 » نحو علمى است كه اصول آن را به يك هفته ضبط مىتوان كرد ، ما آرزو مىبرديم كه چه بودى كه درويشى نيز در كتابى نوشته بودى كه به يك هفته توانستى آموخت و آنچه مقصود است به سهولت حاصل شدى اما يكى از درويشان گفته است كه درويشى آسان كارى است آئينه‌اى است روى در ملك درويشى ، همين است كه روى آئينه را گردانند .
هامش
( 1 ) - مى : ( حضرت ) ندارد ( 2 ) - مج : حضرت سيد قاسم بود ( 3 ) - بر : آن حقايق كرده بود ( 4 ) - بر : مىفرمودند كه از ( 5 ) - مج : كله‌پوش ( 6 ) - مى : مىفرمودند كه اگر ( 7 ) - مج : ( كه در ) ندارد ( 8 ) - بر : اول سخن كه ( 9 ) - مى : كه از حضرت ايشان در كرت اولى در ( 10 ) - مى ، مج : فقيرى را ( 11 ) - مج : فرموده‌اند كه ( 12 ) - گفته‌اند ، مىگفته : است كه نحو .