گرفتاران راه نيست .
رشحه : مىفرمودند كه چون در صحبت ارباب جمعيت نشسته شود و دل به حق سبحانه جمع گردد و آرام گيرد آنجا احتياج بذكر گفتن نيست زيرا كه غرض از ذكر حصول اين نسبت است ، ذكر از براى آنست كه محبتى كه در دل مضمر است ظاهر گردد .
رشحه : روزى حضرت ايشان اين ابيات خواندند كه : « 1 »
تا به ها و هو اشارت مىكنى * يا به حرفها عبارت مىكنى
بنده حرفى ، نيايد از تو كار * جهد كن تا از رهت خيزد غبار
ها بيفكن و او را آزاد كن * بنده شوبى ها و واوش ياد كن
بعد از آن فرمودند كه اين ابيات اشارت است به آن نسبتى كه در صحبت حاصل مىشود آنچه نتيجه صحبت است « 2 » نه بتوسط ها و هواست .
رشحه : مىفرمودند كه چون از صحبت كسى نسبتى فرا گيريد طريق نگاهداشت او به آن است كه وجهى سازيد كه شما را از آن كس كراهتى نشود ، از اينجا است كه گفتهاند ، شيخ بايد كه خود را در نظر مريد « 3 » ، محبوب تواند ساخت زيرا كه منشى « 4 » آن محبت « 5 » كه سبب « 6 » ظهور اين نسبت شده وى بوده ، پس هرگاه كه از وى كراهت « 7 » شود كه « 8 » ضد محبت است ، محبت زائل شود و چون محبت زائل شود نسبت نماند .
رشحه : مىفرمودند « 9 » كسى كه بصحبت اين طايفه مىآيد بايد كه خود را بهغايت مفلس نمايد تا ايشان را بر وى رحم آيد .
هامش
( 1 ) - مى : كه مثنوى ، مج : كه شعر ، چپ : كه بيت
( 2 ) - مج : ( است نه بتوسط ها و هواست ، رشحه ، مىفرمودند كه چون از صحبت ) ندارد
( 3 ) - بر : در نظر مريدان محبوب
( 4 ) - مج : كه منشأ آن
( 5 ) - مى : ( محبت ) ندارد
( 6 ) - مج : ( سبب ) ندارد
( 7 ) - بر :
كراهتى شود
( 8 ) - مى : ( كه ) ندارد
( 9 ) - مى ، چپ : مىفرمودند كه كسى كه .