رشحه : مىفرمودند سرّ آنكه نسبت خواجگان قدس اللّه « 1 » تعالى ارواحهم در بلا و صورت تفرقه بيشتر ظاهر شود آنست كه اين نسبت محبوبست « 2 » هرگاه محبوب را به خلوت خوانى در حجاب شود .
رشحه : مىفرمودند كه لطافت اين نسبت بر وجهى است كه نفس توجه بوى مانع ظهور ويست ، چنانچه در مظاهر جميله « 3 » اين معنى ظاهر است كه چون به ايشان نيك متوجه شوند محبوب گردند و هم حضرت ايشان فرمودند « 4 » كه لطافت اين نسبت بر وجهى است كه اگر سگى را بىجهت كلى « 5 » هى زنى اين نسبت غايب شود .
رشحه : مىفرمودند كه : الاشياء « 6 » تبين باضدادها شغل بخلق ضد شغل است « 7 » به حق سبحانه و چون ضد را از ضد « 8 » كراهت مىشود منجذب « 9 » مىشود از مكروه به محبوب ، ازين جهت است كه اهل اين سلسله در بازارها و مواضع ازدحام خلق مىروند و مىنشينند - تا بهواسطه ضديت خلق و كراهت از شغل ايشان ، دل منجذب شود به حق سبحانه .
رشحه : مىفرمودند كه اهل اين نسبت را صحبت در بدايت به غير اين طايفه « 10 » كه اين نسبت بر ايشان غالب است سبب فتور عظيم درين نسبت مىشود و اگرچه آن صحبت اهل زهد و تقوى باشد ، و اين نه انكار زهد و تقوى است كه در آن غايت صفا و نورانيت است ليكن چون بر اين طايفه زهد « 11 » و تقوى غالبست اهل اين نسبت را در صحبت ايشان همان نسبت حاصل مىشود و از نسبت شريفه خود كه فوق همه نسبتها است باز مىمانند « 12 » ، چه حكم غالب راست ، بينند « 13 » كه صحبت بدان و بيگانگان را
هامش
( 1 ) - مج : قدس سره ، چپ : قدس اللّه ارواحهم
( 2 ) - چپ : نسخه بدل : محجوب است
( 3 ) - مج : ( جميله ) ندارد
( 4 ) - مج : مىفرمودند
( 5 ) - مى : كلى زنى ، چپ : كلى مىزنى ، نسخه بدل چپ : كلى هستى مىزنى ، محتمل است جمله : ( كلى هى مىزنى ) بوده ولى نسخه بردار كلمه ( هى ) را هستى خوانده است
( 6 ) - مى : چپ : الاشياء تتبين باضدادها
( 7 ) - مج : ضد شغلى است
( 8 ) - مج : ( ضد ) ندارد
( 9 ) - مج : ( منجذب مىشود ) ندارد
( 10 ) - مى : به غير طايفه كه
( 11 ) - مج : ( زهد ) افتاده است
( 12 ) - مج : باز مىيابند چه
( 13 ) - مى ، مج : بينيد كه .