رشحه : مىفرمودند كه هر طالبى كه از خوارى و دشنام مردم خوش برنيايد هرگز بوئى از معانى مردان بمشام جان « 1 » او نخواهد رسيد زيرا كه اهل تحقيق لا فاعل فى - الوجود الا الله امرى مقرر است پس هرچه از محبوب رسد از دشنام و خوارى محب بينا را مايه سرور و موجب حضور خواهد بود .
رشحه : مىفرمودند « 2 » كه به نسبت كسى چيزى گويد كه از آن نقصان لازم آيد ، البته آن كس را ناخوش خواهد آمد ، و آدمى محبوب « 3 » است بهآنكه از نسبت نقصان بوى « 4 » متأثر شود و ناخوش گردد ، كار آنست كه اين ناخوشى را از خود دور كند و اين معنى جز رجوع بجناب حق سبحانه ميسر نيست و بذكر و مراقبه نمىشود ، سلوك نزد ارباب طريقت « 5 » معبر « 6 » به اين معنى است .
رشحه : مىفرمودند كه ياران ما هميشه ، سبوح ، قدوس مىگويند اگر ناگاه كسى ايشان را چيزى كه ملايم طبع ايشان نباشد بگويد متأثر و متغير شوند ، اگر سبوح قدوسگويان اين تأثر و تغير را از خود دور مىكردند كه بهر چيزى متأثر و متغير نشوند « 7 » ايشان را بهتر مىبود .
رشحه : مىفرمودند كه هيچ چيز ، حقيقت انسانى را چنان پاك و صاف نمىسازد كه بلا و محنت ، بالخاصه اينها رافع حجاب غليظند مضمون حديث ، ان اشد البلاء على الانبياء ثم على الاولياء ثم « 8 » الا مثل فالا مثل ناظر « 9 » به اين معنى است ، و ما معتقد « 10 » اين طريقهايم و هيچكس از ياران ما برين عقيده نيست .
رشحه : مىفرمودند كه صاحب وجد و حال در راهى مىرود و در ميان آن راه
هامش
( 1 ) - بر : بمشام او نخواهد
( 2 ) - مى ، چپ : مىفرمودند كه هركه
( 3 ) - مج :
محسوب است
( 4 ) - بر : نقصان وى
( 5 ) - نسخه بدل چپ : ارباب حقيقت
( 6 ) - مج :
معتبر به اين است
( 7 ) - بر : نشدندى ، مى : نمىشوند
( 8 ) - بر : على الانبياء اثم على - الاولياء
( 9 ) - چپ : ( ناظر ) ندارد
( 10 ) - بر : ما متوجه اين .