فصل سيم « 1 » در سخنان خاصه [ كه از هر بابى بر زبان مبارك حضرت ايشان مىگذشت و مخاطباتى كه از آن حضرت نسبت باهل بدايت و نهايت در صحبت صادر مىگشت و آن در ضمن يكصد و بيست رشحه ايراد مىيابد . ]
كه از هر بابى بر زبان مبارك حضرت ايشان مىگذشت و مخاطباتى كه از آن حضرت نسبت باهل بدايت « 2 » و نهايت در صحبت صادر مىگشت و آن در ضمن يكصد و بيست رشحه ايراد مىيابد .
رشحه : مىفرمودند كه حضرت شيخ بهاء الدين عمر قدس سره از من پرسيدند كه مبتدى را سفر به يا اقامت ؟ من خود را از جواب عاجز فرا نمودم ، بنا بر مراعات ادب ، ايشان مبالغه كردند كه بگوى ، گفتم در سفر مبتدى را جز پريشانى دل هيچ حاصل نيست ، پس حضرت ايشان فرمودند كه سفر « 3 » وقتى مبارك است كه صفت تمكين حاصل شده باشد ، به اعتقاد ما مبتدى را سفر مناسب نيست ، وى را در گوشه مىبايد نشست و صفت تمكين حاصل كرد ، كسى را كه بدين « 4 » طريقه مشغول است هم در شهر و ولايت خود بودن اولى است ، زيرا كه تشنيع و ملامت خويشان و آشنايان و ناموس از مردمان
هامش
( 1 ) - چپ : فصل سوم
( 2 ) - مى : بدايت و ارباب نهايت
( 3 ) - مج : ( سفر ) ندارد
( 4 ) - بر : كه به اين .